تبليغاتX
******..دل نوشته ها..******

******..دل نوشته ها..******

درباره من

 
گفتگو

 

پروفایل شخصی  نویسنده سایت(غریب عاشق)

جهت ارتباط زنده با نویسنده از گزینه گفتگو استفاده کنید .....

با سلام

تمام سعی من این بوده  بهترین دل نوشته هارو ثبت کنم تا همه از اون استفاده کنند

فکر کنم هر جمله قشنگی که بخواهید تو این وبلاگ پیدا بشه

این سایت به روز میشه اما چیزی ازش حذف نمیشه بلکه فقط اضافه میشه

 چون جملات این وبلاگ همیشگی هستند

(با تشکر از بازدید شما)

 

من همان غریب عاشقم

سینه چاک وساده و صبور

بی تکلف و رها

 در خراب دشتهای دور

 در پی تو میگردم 

 

 

من غریبه د یروزم

اشنای امروز

وفراموش شده فردا.....پس در اشنای امروز می نگرم

تا در فراموشیه فردا یادم كنی

 

من ان گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی ابی
ولی با خفت خواری پی شبنم نمی گردم

 

 

من نیز چو خورشید ، دلم زنده به عشق است .

 راه دل خود را ، نتوانم كه نپویم هر صبح ،

 در آیینه جادویی خورشید چون می نگرم ،

 او همه من ، من همه اویم 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اسفند1387ساعت   توسط غریب عاشق  | 

حرف اول

 

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد
و اگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد
و پس از تناییت، نفرت از کسی نیابی
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش
آمد
بدانی چگونه به دور از نا امیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم که دوستانی داشته
باشی
از جمله دوستان بد و ناپایدار
برخی نادوست، و برخی دوستدار
مه دسته کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد
که دستکم، یکی از آنها اعتراضش به حق باشد
تا که زیاده به خودت غره نشوی.

و نیز آرزومندم مفید باشی، نه خیلی غیر ضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سر پا نگه
دارد.

همچنین، برایت آرزومندم که صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند
چون این کار ساده ای است
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران
ناپذیری می کنند
و با کاربرد درست صبوری ات برای دیگران نمونه
شوی.

و امیدوارم اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمایی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم نا امیدی نشوی
چرا که هر سنی، خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک سهره گوش
کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد
چرا که به این طریق
به رایگان احساس زیبایی خواهی یافت.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند که خرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

بعلاوه، آرزومندم که پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه، سالی یکبار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی: این مال من
است؟
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری
است.

و در پایان، اگر مردی، آرزومندم زن خوبی داشته
باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مهر1387ساعت   توسط غریب عاشق  | 

دل نوشته های خودم

روزها  در گذرند و

تو هنوز از قافله دوری

درنگ جایز نیست

تا سحر گاه غروبی باقی است

فکرهایت را بشوی

زندگی در گذر است و

تو در ناگذری

فردا را باید دید

وبه پای گل زیبای بهار

بلبلان را باید از جدائی ترساند

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مهر1387ساعت   توسط غریب عاشق  | 

دلانه

 

       
سلام
آرزویم این است نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد... نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز.... و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی.... عاشق آنكه تو را می خواهد... و به لبخند تو از خویش رها می گردد... و ترا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت می خواهد
         

بهترين من
گر چه نام تو هميشه مرا مست می کند
بهتر از شراب . بهتر از تمام شعرهای ناب
ولی من تو را در خلوت خدايی خيال خود
بهترين بهترين من خطاب می کنم

............................................................................................. 

 

 دلم تنگ است دلم برای آواز پرنده ای که می خواند تنگ است .

دلم برای صدای جیرجیرک دشت آرزوها تنگ است .

دلم برای پرهای شاپرک خسته که لحظه ای بر روی گلبرگ ها می نشیند

تنگ است دلم برای آن گلی که سنگینی آن شاپرک را تحمل می کند تنگ است .

دلم برای صدای آن مرد شبگردی که در کوچه ها آواز می خواند تنگ است .

راستی آن پرنده آن جیرجیرک آن گل و آن شاپرک و آن مرد شبگرد همه با

هم کجا رفتند ؟چرا همه با هم منو تنها گذاشتند ؟

من که به آن پرنده کاری نداشتم پس چرا دیگه برای من آواز نمی خواند؟

من که جیرجیرک را به نخی نبستم تا نتواند پرواز کند پس چرا دیگر

ندیدمش؟

من که پرهای قشنگ شاپرک راخراب نکردم پس آن شاپرک زیبا کجاست

من که اون گل زیبا رو از ساقه نچیدم پس چرا در حیاط قلبم گل نمیدهد؟

من که آن مرد شبگرد آواز خوان را از کوچه دلم بیرون نکردم پس چرا

دیگر شبها به دیدارم نمی آید؟

هر شب ساعت گریه و گیتار به دیدارم می آمد ولی نمی دانم چرا چند صباحیست به دیدارم نمی آید ولی نمی دانم چرا؟

چرا همه از دل کوچک من رفتند یعنی دل من آنقدر کوچک بود که نمیتوانستم همصحبتهای خود را نگه دارم تا اگر دلم تنگ بود به پرنده بگویم برایم آواز بخواند یا اگر خواستم شاد باشم دنبال آن جیرجیرک

قشنگ در دشت دل خود بدوم اگر خواستم زیبایی های دنیا را ببینم بنشینم

و پرهای ظریف و زیبای شاپرک را تماشا کنم اگر خواستم هدیه ای هرچند کوچک و ارزنده به کسی تقدیم کنم شاخه گلی زیبا که به روی هر گلبرگش نوشته دوستت دارم هدیه کنم یا اگر همصحبتی خواستم  بنشینم و

با آن شبگرد آواز خوان درد و دل کنم تا بغضهای این سینه را پیش آن

دلخسته خالی کنم.

اگر قلبم آنقدر کوچک است که  نمی توانم چیزهای را که دوست دارم برای خودم نگهدارم باید چه کنم؟

حال که دلم از همه کس و همه چیز گرفته باید چه کنم ؟

دیگه نه پرنده ای  تا برام آواز بخواند نه جیرجیرکی تا پروازکنه نه شاپرکی که نگاش کنم نه گلی که با صد ناز و عشوه به من فخر بفروشه

و نه شبگردی که با او درد و دل کنم شبگردی  که من همیشه باهاش صحبت میکردم درسته راه زندگیمون خیلی از هم دور بود ومسیر زندگیمون هم یکی نبود ولی ما هرشب با هم می اومدیم سر اون دو راهی

می نشستیم و از خودمون می گفتیم بعد که حرفامون تمام می شد البته حرفهای ما هیچوقت تمام نمی شد ولی اینقدرمی نشستیم که خسته

می شدیم بعد زمانیکه شب به پایان میرسید ما هرکدوم راه خودمون رو یعنی راهی که سرنوشت پیش پاهامون گذاشته بود رو انتخاب میکردیم و

میرفتیم یعنی اون دو راهی ما رو از هم جدا می کرد اون دوراهی لعنتی

ای کاش هیچوقت این دو راهی نبود.

نمی دونم چرا اینقدر دوست دارم باز هم سر این دوراهی بشینم و منتظر شبگرد دلم باشم ولی حیف آخرین باری که از دوراهی رد می شدم به خودم گفتم که دیگه نباید برگردم نمی دونم تا کی میتونم طاقت بیارم ولی:

ای عشق من هر موقع خواستی به من چیزی بگی ته اون قلب کوچک و

زیبای خودت فقط اسمم رو بیار و اون موقع هست که می بینی چه

دیونه وار به سویت می آیم در دل خودم .

 

    

 زندگی چون گل سرخیست . پر از خار . پر از برگ. پر از عطر لطیف.. یادمان باشد اگر گل چیدیم , عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند

    

           داشتی دنبالش می گشتی ، از این خونه به اون خونه . گفتی خونه دوست کجاست؟ مواظب باش اشتباه نری چون هر خونه ای خونه دوست نیست و هر آشنائی دوست نیست فقط یه آشناست که آدم فکر می کنه یه دوسته . دوستی و دوست داشتن کار هرکسی نیست.               

    

 به خاطر كی زنده هستی؟ با اینكه دلم می خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هیچ كس. پرسید پس به خاطر چه زنده هستی؟ با اینكه دلم فریاد میزد "به خاطر تو" با یك بغض غمگین گفتم به خاطر هیچ چیز. ازش پرسیدم تو به خاطر چی زنده هستی؟ در حالیكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسی كه به خاطر هیچ زنده است

     

ناباورانه قدم هاشو نظاره می کردم که آروم آروم ازم دور و دورتر می شد .. دلم می ‏خواست فریاد بزنم:‌ نـــــــــــــــــــرو .....
دلش می خواست فریاد بزنم :‌ بمــــــــــــــــــــــون ‏‏... ..
ولی بغض راه گلومو بسته بود و مجال نمی داد ، با چشمام فریاد کشیدم :‌بمـــــون ... اما ‏افسوس که هیچ وقت به پشت سرش نگاه نکرد تا فریاد چشمامو بشنوه
 

   

نابینا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمی بینی چطوری دوستم داری نابینا گفت اگه می دیدمت عاشق زیباییت می شدم اما الان که نمی بینمت عاشق خودت هستم

   

 

دلم می خواد یه ساعتی کنار چشمات بشینم تموم این یه ساعتو ازت ستاره بچینم هیچی نگم،نگات کنم،تا که یه چیزی ببینم نازت کنم تا از چشات رنگ غبارو بگیرم دلم می خواد یه لحظه هم بدون چشمات نمونم برات می گم تا بدونی می خوام که پیشت بمونم می خوام تو هم یه جورایی منو دوسم داشته باشی حتی بخوای که اینجوری یه ساعتی پیشم باشی می خوام بدونی دل من تکیه زده روی دلت می پره اما می مونه همیشه اون پشت سرت دلم برای داشتنت هر لحظه ای پر می زنه دوست دارم چون می دونم بی تو دلم جا می زنه بمون پیشم نخواه که من یه وقتی دیوونه بشم نمی دونم چطور باید دست از نگاهت بکشم

   

ز خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد، خدا گفت: نه! رها کردن کار توست. تو باید از آنها دست بکشی. از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد، خدا گفت: نه! شکیبایی زاده رنج و سختی است. شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است. از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد، خدا گفت: نه! من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوری. از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد، خدا گفت: نه! رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر، و به من نزدیکتر و نزدیکتر می کند. از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد، خدا گفت: نه! بایسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالی اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوی. من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند از خدا خواستم و باز گفت: نه. من به تو زندگی خواهم داد، تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری. از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند. و خدا گفت: آه، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم

عشق...عشق عینک سبزی است که انسان با آن ، کاه را یونجه می‌بیند!

 

بهترین روز دیدن تو بهترین حرف گفتن از تو

زندگی هستی و بودن نمی خواستن خواستن تو

بهترین خاطره از تو یادگار عمر من تو

دورترین راه واسه من کمترین فاصله از تو

پرسیدی از عشق اول فقط از رو بچگی بود

چی بگم از عشق دوم اونم از رو سادگی بود

دلم عادت غریبی به هوای عاشقی داشت

عشق سوم اومد از راه رو هوا زد دلمو برد

عشق بعد ازسرلج بودچند صباحی بودوبس بود

وقتی از سرم بدر شد رفع صد بلا و شر شد

اما تو تو آخرینی عزیزم عزیزترینی

همه دنیا یه طرف تو یه طرف که بهترینی

خواستنی ترین وجودی زندگیم بود و نبودی

می میرم اگر یه روزی بگی عاشقم نبودی

آروم آروم رفته بودی تو از دلم کنده بودی

انگار نه انگار که یه روز تو با دلم مونده بودی

آروم آروم با دلم از تنهاییات گفته بودم

همون دلی رو که یه روز خودم بهت بسته بودم

دل میگه مهربونی رفیق همزبونی

من میگم آخه من چی همش به فکر اونی

دل میگه آروم بگیر به این یکی خو بگیر

من میگم روی خوشت و نشون نده رو بگیر

دل میگه همنشینه رفیق دلنشینه

من میگم عادتت شد دشمن خوش نشینه

آروم آروم گریه کردم از بخت بد شکوه کردم

از تو پیش دل تنها بد گفتم و گله کردم

دل میگه سهم من چی مرحم درد من چی ؟

رفته بهار عمر پس آرزوهای من چی ؟

من میگم باشه یکبار برای آخرین بار

اونم بخاطر تو می بخشمش من اینبار

یه شاخه گل خونه بفرست سبد سبد بوسه بفرست

بگو که بی تو میمیرم پیغوم بده نامه بفرست

 

 

 

كاش...................ميشد

کاش مي شد قلب ها آباد بود ! کينه و غمها به

 دست باد بود ! کاش مي شد دل فراموشي نداشت ! نم نم باران هم آغوشي نداشت ! کاش

 مي شد کاش هاي زندگي ! گم شوند پشت نقاب بندگي ! کاش مي شد کاش ها مهمان شوند ! در ميان غصه ها پنهان شوند ! کاش مي شد آسمان غم گين نبود  رد پاي قهر و کين رنگين نبود ! کاش مي شد روي خط زندگي ! با تو باشم تا نهايت سادگي

 

 

اگه شما هم ظاهرتون قرمزه ، دلاتوونو سبز نیگه دارید..... 

 

بنام خدا

سلام

من دیروز گریه کردم...

همه چی عالی بود ، خوب ، خوش ، شاد... خلاصه همونجوری بود که دوس داشتیم.روزامونو کنار همدیگه ، به یاد همدیگه ، در آغوش همدیگه میگذروندیم. توی شهرکوچیکمون شده بودیم مثال دو تا عاشق. چه خوب روزایی بوود اون روزا ، یادش بخیر...

من یه گوجه سبز ریزه میزه ام ، چند ماهی بیشتر عمر ندارم ، توو این چند ماه فقط میشه عاشق بود. اصلا ما گوجه سبزا رسممون عاشقیه ، ولی من عاشق یه گوجه فرنگی شدم ، نه یه گوجه سبز. خیلی چیزامو از دست دادم ، یا بهتر بگم ،  از خیلی چیزا گذشتم تا بهش برسم. بهم نمیخوردیم ، هیچ چیزمون عین هم نبود ، جز اول اسمامون. برای ما گوجه سبزا خیلی مهمه که همیشه با هم باشیم ، ولی گوجه فرنگیا این رسمو نداشتند و نخواهند داشت. اونا عمرشون زیاده ، فکر میکنن چون عمرشون زیاده میتونن زیاد عاشق شن ، عشقو به بازی میگیرن چون عمرشون زیاده! ... خلاصه با اینکه همه ی این حرفارو میدونستم ، پا روو عقلم گذاشتمو حرف دلمو گوش کردم . نمیخوام از خودم تعریف کنم ، ولی خیلی از گوجه سبزا دنبالم بوودن ، یا واضح تر بگم ، خیلی هاشون میخواستن که با من باشن ، ولی برام مهم نبود. من عاشق یه گوجه ی قرمز شده بودم ، و دیگه برام رنگ سبز معنا نداشت.

وارد شهر قرمزا شدم ، اولاش خیلی سخت بوود ، کسی تحویلم نمیگرفت ، ولی انقد مقاومت کردم تا بالاخره قبولم کردن. تعجب کردی، نه؟ آره ، من هیچ وقت نمیتونم یه گوجه ی قرمز باشم ، ولی تونستم یه نقاب قرمز پیدا کنم. نقابی که شاید ظاهرمو قرمز میکرد ، ولی باطنم سبز سبز یاقی میموند. بعد از چند وقت به گوجه ای که میخواستم رسیدم ، یا بهتره  بگم به آرزوم رسیدم. روزای خوشی داشتیم ، روزایی که وصف نشدنی هستن. اما ، اما ، نمیدونم یه هو چی شد که ورق برگشت...

دیگه گوجه برام گوجه ی قرمز سابق نبود ، فرق کرده بود. به رووش نیاوردم ، همه چی رو توو خودم ریختمو صبر کردم تا دوباره عین سابق شه... رووز ها میگذشتو گوجه ی من نه تنها عین سابق نمیشد بلکه بد تر هم میشد. یاد حرفای بابا بزرگم افتادم که می گفت :

< پسرم رسم گوچه قرمزا عاشق کشیه ، نه عاشقی>

آره ، این گوجه ی ما هم این رسمو به ارث برده بود.میدونی چیه؟ دست خودشون نیست . هرچه قدر که محبت کنی باهاشون ، بازم کنارت میزننو دست یکی دیگرو میگیرن.

من دیروز گریه کردم ،  و  امرووز حسرت اوون روزایی رو میخورم که همه ی گوجه سبزا دنبالم بودنو من دنباله سراب عشق...

آلان یه پسر دارم ، یه پسر دو رگه ! ظاهرش بیشتر به قرمزی میزنه ، ولی باطنشو نمیدونم. امید وارم باطنو ظاهرش یکی نباشه......

اگه شما هم ظاهرتون قرمزه ، دلاتوونو سبز نیگه دارید

 

 

 

 

 

________ ۲۶53265463654634563 ___
________45423656463463544532___
_______________575654&_________
_______________7634566_________
_______________5643565_________
_______________7645487_________
_______________4863133_________
_______________4689461_________
_______________8745879_________
________56556789567893789378___
________46387354561816181318___
________56867893758765987689___
_______________________________
_______________________________
_______________________________
___1722545325981_______________
_2125445335332588______________
741353322222221388_____________
4523322222222211246_____________
03233222222222221111222223499____
6412222222222222233555555532508___
29122222222222222222333332332188__
_83122222222222222222222222217288_
_691122id: tohid_p_2006 2222221__485
__831122222222222222222222227__388
__58212222222222222222222211___088
___80172222222222222222227____888_
____867222222222222221______0888__
____18512222222211_______488886___
_____887777__________68888887___
______88________508888888______
_______85488888888885_________
______________________________
______________________________
______________________________
___56546_____________78768____
___67887_____________67678____
___68699_____________89899____
___68787_____________74486____
___46786id:tohid_p_2006____
___54584_____________48672____
____7978_____________4664_____
____7899_____________7456_____
_____789_____________890______
______90_____________78_______
_______90___________90________
________907_______799_________
__________809___899___________

 

بیا تا دوستی هایمان را با گلهای سرخ آغاز کنیم

و عشقمان را با یاسها آذین کنیم

بیا تا با هم ماندن را به زنجیر وفا بسپاریم

کلبه عشق را در بهار در کنار جنگل بسازیم

بیا تا آسمان قلبهایمان را آبی کنیم

وتنها منو تو پرنده های آن باشیم  

 

بگذار سر به سینه ی من تا كه بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید بیش از این نپسندی به كار عشق
آزار این رمیده ی سر در كمند را
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت :
اندوه چیست؟ عشق كدامست؟ و غم كجاست؟
بگذار تا بگویمت : این مرغ خسته جان
عمری در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم آنچنان كه اگر بینمت به كام
خواهم كه جاودانه بنالم به دامنت
شاید كه جاودانه بمانی كنار من
ای نازنین – كه هیچ وفا نیست با منت
تو آسمان آبی آرام و روشنی
من چون كبوتری كه پرم در هوای تو
یك شب ستاره های ترا دانه چین كنم!
با اشك شرم خویش بریزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب
بیمار خنده های توام بیشتر بخند !
خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب !

 

 

بیا در کنار دریا همراه با پرستوها ی عاشق

بخوانیم تا که دنیا باور کند

عشق ماندنی است

من زیبا ترین کلمات را در گلدان کاشتم

که روزی تقدیمت کنم ،پس به یاد من باش

وفراموشم نکن..

 .......................................................................

چقدر خوبه آدم یكی را دوست داشته باشه. نه به خاطر اینكه نیازش رو برطرف كنه! نه به خاطر اینكه كس دیگری رو نداره! نه به خاطر اینكه تنهاست! و نه از روی اجبار! بلكه به خاطر اینكه اون شخص ارزش دوست داشتن رو داره...

 اگر بهترین چیزها رو نداری که ازشون استفاده کنی ، مهم نیست !!! از چیزهایی که داری بهترین استفاده ها رو بکن. کسی که تغییر میکنه ممکنه کارش درست نباشه ولی کسی که تغییر نمیکنه قطعاً کارش درست نیست! وقتی به چیزی که آرزوت بود رسیدی ، تازه میفهمی که آرزوش بهتر از داشتنش هرگاه احساس كردی كه گناه كسی آنقدر بزرگ است كه نمی توانی او را ببخشی بدان كه اشكال در كوچكی قلب توست نه در بزرگی گناه او مارک تواین : من از عشق بدم می آید ، برای اینکه یک بار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم . صاحبان دلهای حساس نمی میرند : بی هنگام ناپدید می شوند.....

.........................................................................

 مهربانم، ای خوب!

یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که این جا بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو تک و تنها، به تو می اندیشد و کمی، دلش از دوری تو دلگیر است.... مهربانم، ای خوب! یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که چشمش ، به رهت دوخته بر در مانده و شب و روز دعایش اینست؛ زیر این سقف بلند، هر کجایی هستی، به سلامت باشی و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد...

مهربانم، ای خوب!

 یاد قلبت باشد؛ یک نفر هست که دنیایش را، همه هستی و رؤیایش را، به شکوفایی احساس تو، پیوند زده و دلش می خواهد

 

 ...................................................................

زمان طولانی میشودبرای کسانی که غصه دارند.کوتاه میشود برای کسانی که شاد هستند. دیر می گذرد برای کسانی که منتظر هستند زود می گذرد برای کسانی که عجله دارند اما....................

اما ابدی میشودبرای کسانی که عاشق هستند

 

 

وقتي كه خنديديم گفتن ديونه است.....

 وقتي كه جدي بوديم گفتن مغروره............

 وقتي كه شوخي كرديم گفتن سنگين باش.........

 وقتي كه حرف زديم گفتن پر حرفه............

 وقتي كه ساكت شديم گفتن عاشقه.........

حالا هم كه عاشقيم مي گن گناهه

 

 

گفتم زندگي چند بخش است؟؟ گفت:: دو بخش گفتم كدامند؟؟

 گفت : كودكي، پيري گفتم: پس جواني چه شد؟؟

 گفت با عشق ساخت، با بي وفايي سوخت، با جدايي مرد

..........................................................................................................................

سكوتم را به باران هديه كردم//،

 تمام زندگي را گريه كردم//، 

 

نبودي در فراق شانه هايت//

 به هر خاكي رسيدم تكيه كردم

 

عميق ترين درد زندگي مردن نيست

بلکه نداشتن کسي است که الفباي دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزي. وقتي دلم برات تنگ مي شه مي رم پشت ابرا زار زار گريه مي کنم پس يادت باشه هر وقت بارونو ديدي بدون که دلم برات تنگ شده.

 

 

 واسه پر كشيدن من خواستي آسمون نباشي....حالا پرپر مي زنم تا هميشه آسوده باشي ....ديگه نه غروب پاييز رو تن لخت خيابون ...من به ياد تو نشستم زير قطره هاي بارون...واسه من فرقي نداره وقتي آخرش همينه....وقتي دلتنگي اين خاك توي لحظه هام ميشينه....تو مي ري شايد كه فردا رنگ بهتري بياره.....ابر دلگير گذشته آخرش يه روز بباره ولي من مي ميونم اينجا با دلي كه ديگه تنگه....مي دونم هر جا كه باشم آسمون همين يه رنگه.

 

فرصت با هم بودنمان انقدر کوتاه است

که مجالی برای دوری نیست

شاید زندگی همین فرصت های کوتاه باشد


در این زودگذر

باید عاشق بود

باید عاشق مرد !

 

 .................................................

 

باران می خواهم

بی هیچ تحمل

هوا می خواهم

بی هیچ کتمان

در این هوای بارانی

تو را می خواهم

بی هیچ تحمل کتمان



چه بغض بسته ای ست تمنا

در این زمین کویری ترک خورده

چه جان خسته ای ست در من

در این بی کرانۀ ابری


 

زندگی جستجوی نیمه هاست ... با ید از غیب برسد...

ظهور کند... بر تو ظاهر گردد...و نیمه ات را در بر گیرد....

موتزارت:پیانوی طلایی...

ناپلئون:شمشیر پولادین...

ابراهیم:چشمه زمزم...

آدم:حوا ...

موسی:عصا...

عیسی:انجیل...

محمد:قران...

خسرو:شیرین...

بودا:نیروانا...

خواننده:کتاب...

مسافر:گذرنامه...

رود:دریا...

شمع:پروانه...

مجنون:لیلا...

تشنه:آب...

خمار:شراب...

تنها:همدم...

وبرای من : تو

 

وقتی دست‌هایت لرزید
و دلت لیز خورد
در رودخانه‌ای
كه ماهی‌های قزل
تسلیم نمی‌شوند
تازه می‌فهمی
عاشق شده‌ای

 

 به همانقدر كه چشم تو پر از زیباییست بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهاییست این غزلهای زلالی كه ز من می شنوی چشمه ی جاری اندوه دل دریاییست چندوقت است كه بازیچه ی مردم شده ام گرچه بازیچه شدن نیز خودش دنیاییست دل به دریا زدهام تا كه باز آغاز كنم ماجرایی كه سرانجامش یك رسواییست امشب ای آینه تكلیف مرا روشن كن حق به دست دل من؟ عقل؟ ویا زیباییست دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خداوند كه معشوقه ی من بالاییست این غزل نیز دل تنگ مرا باز نكرد روح من تشنه ی یك زمزمه ی نیماییست

 

به همانقدر كه چشم تو پر از زیباییست بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهاییست این غزلهای زلالی كه ز من می شنوی چشمه ی جاری اندوه دل دریاییست چندوقت است كه بازیچه ی مردم شده ام گرچه بازیچه شدن نیز خودش دنیاییست دل به دریا زدهام تا كه باز آغاز كنم ماجرایی كه سرانجامش یك رسواییست امشب ای آینه تكلیف مرا روشن كن حق به دست دل من؟ عقل؟ ویا زیباییست دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خداوند كه معشوقه ی من بالاییست این غزل نیز دل تنگ مرا باز نكرد روح من تشنه ی یك زمزمه ی نیماییست

عزیز من!

خوشبختی، نامه یی نیست که یکروز، نامه رسانی، زنگ در خانه ات را بزند و آن را به دستهای منتظر تو بسپارد. خوشبختی ، ساختن عروسک کوچکی ست از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر... به همین سادگی، به خدا به همین سادگی؛ اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه از هیچ چیز دیگر...

خوشبختی، همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده است...

 

گفتگوها دارم که اگر واژه توان داشت ترا مي گفتم
واژه ها دارم در سر که اگر...
خلوتي بود و دلي بود ترا مي گفتم
دارم از کوچه آن خاطره ها مي گذرم
گوش کن گوش...
ترا مي گويم
تو که همدردي و همدل
تو که معناي بهاري و بهاري و بهار
همزباني
و چه مي دانم در کجائي و کجائي است دلت
اين قدر هست که از جنس مني و همزباني
مي توانم به تو از دورترين نقطه خاک با کلامي برسانم
عالمي واژه و حرف و سخن و خاطره را

 

  



سراسر زندگي انسان بر روي زمين ،در همين خلاصه مي شود: يافتن بخش ديگر. مهم نيست كه وانمود مي كند

درجستجوي حكمت است ،يا پول يا قدرت . اگر نتواند بخش ديگر خودش را بيابد، هر آنچه به دست آورد ،

ناقص خواهد بود . فراتر از همه چيز ، مسئول آنيم كه در هر زندگي دست كم ، يكبار

با بخش ديگر خود كه در راه ما تجلي خواهد كرد ، يگانه شويم . حتي اگر فقط براي چند لحظه باشد

شويم . حتي اگر فقط براي چند لحظه باشد . چون اين لحظات ، عشقي چنان عظيم به همراه

خواهد داشت كه بقيه روزگار ما را توجيه مي كند ‍‍.

+ نوشته شده در  یکشنبه 28 مهر1387ساعت   توسط غریب عاشق  | 

حکایات دلانه

 

 

 شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟

استاد در جواب گفت:"به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور

اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی

تا خوشه ای بچينی. شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

استاد پرسيد: "چه آوردی؟" و شاگرد با حسرت جواب داد:

"هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد

پيدا کردن پرپشت ترين تا انتهای گندم زار رفتم

استاد گفت: "عشق يعنی همين!"

شاگرد پرسيد: "پس ازدواج چيست؟"

استاد به سخن آمد که:" به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور

اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت

استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: "به جنگل رفتم

و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم

باز هم دست خالی برگردم.

استاد باز گفت: "ازدواج هم يعنی همين



سراسر زندگي انسان بر روي زمين ،در همين خلاصه مي شود: يافتن بخش ديگر. مهم نيست كه وانمود مي كند

درجستجوي حكمت است ،يا پول يا قدرت . اگر نتواند بخش ديگر خودش را بيابد، هر آنچه به دست آورد ،

ناقص خواهد بود . فراتر از همه چيز ، مسئول آنيم كه در هر زندگي دست كم ، يكبار

با بخش ديگر خود كه در راه ما تجلي خواهد كرد ، يگانه شويم . حتي اگر فقط براي چند لحظه باشد

شويم . حتي اگر فقط براي چند لحظه باشد

  . چون اين لحظات ، عشقي چنان عظيم به همراه

خواهد داشت كه بقيه روزگار ما را توجيه مي كند ‍‍.


قطاري را فرض كنيد كه در حال عبور است. شما فقط چند لحظه وقت داريد تا هر

طور كه مي توانيد سوار قطار شويد. همه خودشان را به هر زحمتي كه هست به

قطار رسانده اند و سوار شده اند. شما نيز مي خواهيد خودتان را به قطار برسانيد.

با تمام قدرتي كه در وجودتان هست حركت مي كنيد. اما پاهايتان هيچ رمقي براي

حركت ندارند. باز هم جا مانديد.

اين بار بايد چقدر منتظر بمانيد تا قطار ديگري از راه برسد...

 

 

 

  پروانه

رنگ بالهايش را به ياد نمي آورد

پرنده

آوازش را به ياد نمي آورد

دعا كنيد

سطر هاي عاشقانه

از يادمان نرود


 حکایت مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوائیش کم شده است. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولى نمیدانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. بدین خاطر، نزد دکتر خانوادگىشان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت. دکتر گفت براى این که بتوانى دقیقتر به من بگویى که میزان ناشنوایى همسرت چقدر است آزمایش سادهاى وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: «ابتدا در فاصله ٤ مترى او بایست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنید همین کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همین ترتیب تا بالاخره جواب دهد.» آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق تلویزیون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداى معمولى از همسرش پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ جوابى نشنید. بعد بلند شد و یک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم پاسخى نیامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقریباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم جوابى نشنید. باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نیامد. این بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزیزم شام چى داریم؟ زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمین بار میگم: خوراک مرغ! نتیجه اخلاقى: مشکل ممکن است آنطور که ما همیشه فکر میکنیم در دیگران نباشد و شاید در خود ما باشد

 

 

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه!!

 بنام خدا

 روزی موسی ـ علیه السّلام ـ از محلی عبور می‌كرد، در مسیر راه مردی را دید كه دست‌هایش را به سوی آسمان بلند كرده و با حالت خاصی از گریه و زاری دعا می‌كند و خواسته‌هایش را از درگاه خدا می‌طلبد. موسی ـ علیه السّلام ـ از آنجا گذشت و پس از یك هفته مراجعت نمود، باز دید او در همان محل، مشغول دعا و زاری است و حاجت خود را از خدا می‌طلبد. در این هنگام خداوند به موسی ـ علیه السّلام ـ وحی كرد: ای موسی اگر آن مرد آن قدر دعا كند كه زبانش بریده شود و بیفتد دعایش را به استجابت نمی‌رسانم مگر اینكه از طریقی كه من به او امر كرده‌ام وارد شود. «یعنی رهبری پیامبران و اوصیاء آنها را بپذیر و با این اعتقاد دعا كند». سراپا غرق عصیانم خدایا ز من بگذر پشیمانم خدایا همی دانم كه غفار الذنوبی ببخشا جرم و عصیانم خدایا یقین دارم كه ستار العیوبی بپوشان عیب و نقصانم خدایا گنه كارم من و بخشنده‌ای تو بدرگاه تو گریانم خدایا یا حق

 

بنام خدا

 حضرت لقمان كه معاصر حضرت داود بود، در ابتدای كارش بنده یكی از ممالیك بنی اسرائیل بود. روزی مالكش آن جناب رابه ذبح گوسفندی امر فرمود و گفت: بهترین اعضایش را برایم بیاور. لقمان گوسفندی كشت و دل و زبانش را بنزد خواجه و مالك خود آورد. پس ‍ از چند روز دیگر خواجه اش گفت: گوسفندی ذبح كن و بدترین اجزایش را بیاور. لقمان گوسفند كشت و دل و زبانش را بنزد خواجه و مالك خود آورد. پس از چند روز دیگر خواجه اش گفت: گوسفندی ذبح كن و بدترین اجزایش را بیاور. لقمان گوسفندی كشت و باز زبان و دل آنرا برای خواجه آورد. خواجه گفت: به حسب ظاهر این دو نقیض

هفت نصیحت مولانا

1- گشاده دست باش،جاری باش، كمك كن (مثل رود) 2- همیشه مهربان باش (مثل خورشید)

 3- اگر كسی اشتباه كرد آن را بپوشان (مثل شب) 4- اگر عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)

5- پاك باش و كبر نداشته باش (مثل خاك) 6- در خطا عفو داشته باش (مثل دریا)

 7- اگر می خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه) .

+ نوشته شده در  شنبه 27 مهر1387ساعت   توسط غریب عاشق  | 

دل نوشته های دکتر علی شریعتی

این بخش رو از دست ندین حتما کامل بخونید حتما

 دوست داشتن از زبان دکتر شریعتی
دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد ، کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری ، اما کسی که تو دوستش می داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئین هر کز به هم نمی رسند و این رنج است.

: آن كس را كه دوست دارید آزاد بگذارید
اگر متعلق به تو باشد به پیش تو باز می گردد
و گرنه از اول هم برای تو نبوده است
.معلم شهید دكتر شریعتی

 

 

آنکه زیباتر سخن میگوید, کسیست که زیباتر هم می اندیشد و آنکه بهترین تعبیر را برای ادای مفهومی یا احساسی برگزیده است, کسیست که آن مفهوم و احساس را به بهترین گونه اش, تلقی کرده است.دکتر شریعتي

  

سفر از آسمان ها از روی زمین آغاز نمیشود از درون شهرها و آبادیها از درون خانه ها وبستر ها آغاز نمیشود از زبر خاک،از عمق زمین باید به آسمان پرواز کرد آن آسمان این سقف کوتاه در زرورق گرفته کودن که بر سر ما سنگینی میکند،نیست ((دکتر شریعتی))

 

 

آدمهای بزرگ، کسانیکه خود بسیارند، نیازی به هموطن ندارند. 
کسانیکه خود آزادند از زندان به ستوه نمی‌آیند.

آدمهای حقیرند که به ازدحام محتاجند.

دکتر علی شریعتی


وقتی كبوتری شروع به معاشرت با كلاغها می كند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن كسی كه لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است ( دكتر علی شریعتی)



اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كویر است ( دكتر علی شریعتی )



وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم

(دكتر علی شریعتی)



اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری (دكتر علی شریعتی)

 

عشق نمی پرسه تو کی هستی؟ عشق فقط میگه: تو ماله منی. عشق نمی پرسه اهل کجایی؟ فقط میگه: توی قلب من زندگی می کنی . عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟ فقط میگه: باعث می شی قلب من به ضربان بیفته . عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ فقط میگه: همیشه با منی . عشق نمی پرسه دوستم داری؟ فقط میگه: دوستت دارم ( دکتر شریعتی)

امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم( دکتر شریعتی)


آنگاه که تقدیر واقع نگردیده و از تدبیر هم کاری ساخته نیست، خواستن اگر با تمام وجود با بسیج همه اندام ها و نیروهای روح و با قدرتی که در صمیمیت هست، تجلی کند، اگر همه هستیمان را یک خواهش کنیم، یک خواهش مطلق شویم، اگر با هجوم ها و حمله های صادقانه سرشار از یقین و امیدواریمان بخواهیم، پاسخ خویش را خواهیم گرفت. ( دکتر شریعتی)


آنان كه نسیم گذشت از كوچه باغ دلشان عبور كند از قبیله ء بهارند . دكتر علی شریعتی

دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف در محبت است

سکوت عجب فریاد رسایی است آنجا که حنجره ای برای فریاد نمی ماند. دكتر علی شریعتی



    •  انتظار بزرگ ترین عامل آماده باش و آمادگی هست.
       خدا تنها به معنی آفریننده ی هستی نیست، بلکه معنی هستی نیز هست.
       ایمان چه قدر لغت قشنگ است! آن چیزی است که به روح آواره و متشتت و پریشان و تجزیه شده ، تکیه گاه می بخشد.
       قرآن طبیعتی است ساخته شده از کلمات، چنان که طبیعت ، قرآنی است ساخته شده از عناصر.
       ایمان بی عشق، اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان، اسارت در خود
       هر نعبدی در انتظار نیایشگر تنهای خویش است. 
       نیایش ، معراج به سوی ابدیت، پرواز به قله ی مطلق و صعود به ماورای آن چه هست!
       انسان موجودی است که باید دوست بدارد و بپرستد. 
       راه تقرب خدا در اسلام ، تعقل است نه تعبد.
       بزرگ ترین رنج این است که آدم باشد، بدون این که بداند برای چه هست؟شیطان یکه از ابعاد خود ماست ؛ چنان که روح خدا یکی از ابعاد دیگر خود ماست.
       تقوا تنها سلاح مجاهد است و تهمت ، تنها سلاح منافق
      فرد در موقعی ساخته می شود که کوشش می کند تا دیگران را بسازد.
       هجرت تنها عامل تکوین یک نمدن در طول تاریخ بوده است.
       آن که معترض نیست ، منتظر نیست. و منتظر ، معترض نیست.
       مذهب سنتی ، تجلی روح دسته جمعی یک جامعه است.



    عشق - دوست داشتن

    .دوست داشتن از عشق برتر است ...
    .عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی
    .اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال
    عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سرزند بی ارزش است
    و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می یابد
    عشق در غالب دلها در شکلها و رنگهای تقریبا مشابهی متجلی می شود
    و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است
    اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها، برخلاف
    غریزه ها، هر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش دارد، می توان گفت
    .که به شماره هر روحی، دوست داشتنی هست
    عشق جوششی یک جانبه است. به معشوق نمی اندیشد که کیست؟ یک « خود جوشی ذاتی » است
    و از این رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب به سختی می لغزد و یا همواره یکجانبه می ماند
    و گاه، میان دو بیگانه ناهمانند، عشقی جرقه می زند و چون در تاریکی است
    و یکدیگر را نمی بینند، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن، چهره یکدیگر را
    می توانند دید و در اینجا است که گاه، پس از جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق که
    در چهره هم می نگرند، احساس می کنند که هم را نمی شناسند و بیگانگی و
    .ناآشنایی پس از عشق - که درد کوچکی نیست - فراوان است
    اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند
    و از این رو است که همواره پس از آشنایی پدید می آید، و در حقیقت، در
    آغاز، دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانند. و پس
    از « آشنا شدن » است که « خودمانی » می شوند - دو روح، نه دو نفر، که ممکن است
    دو نفر با هم در عین رودربایستی ها احساس خودمانی کنند و این حالت بقدری
    ظریف و فرّار است که بسادگی از زیر دست احساس و فهم می گریزد - و سپس، طعم
    خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و
    آهنگ کلام یکدیگر احساس می شود و از این منزل است که ناگهان، خودبخود، دو همسفر
    بچشم می بینند که به پهندشت بیکرانه مهربانی رسیده اند و آسمان صاف و بی لک
    دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افقهای روشن و
    پاک صمیمی « ایمان » در برابرشان باز می شود و نسیمی گرم و لطیف - همچون روح
    یک معبد متروک که در محراب پنهانی آن، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده
    و زمزمه دردآلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا به لرزه می آورد - هر لحظه
    پیام الهام های تازه آسمانهای دیگر و سرزمینهای دیگر و عطر گلهای مرموز و جانبخش
    بوستانهای دیگر را به همراه دارد و خود را، به مهر و عشوه ای بازیگر و شیرین
    و شوخ، هر لحظه، بر سر و روی این دو می زند
    عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی « فهمیدن » و « اندیشیدن » نیست
    اما دوست داشتن، در اوج معراجش از سرحد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن
    را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد
    عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند و دوست داشتن زیبایی های
    دلخواه را در « دوست » می بیند و می یابد
    عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق
    عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن
    عشق بینایی را می گیرد و دوست داشتن می دهد
    عشق خشن است و شدید و در عین حال ناپایدار و نامطمئن و
    دوست داشتن لطیف است و نرم در عین حال پایدار و سرشار اطمینان
    عشق همواره با شک آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر
    از عشق هر چه بیشتر می نوشیم، سیراب تر می شویم
    و از دوست داشتن هر چه بیشتر، تشنه تر
    عشق هر چه دیرتر می پاید کهنه تر می شود و دوست داشتن نوتر
    عشق نیرویی است در عاشق، که او را به معشوق می کشاند
    و دوست داشتن جاذبه ای است در دوست که دوست را به دوست می برد
    عشق، تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست
    عشق یک اغفال بزرگ و نیرومند است تا انسان به زندگی مشغول گردد
    و به روزمرگی - که طبیعت سخت آن را دوست میدارد - سرگرم شود
    و دوست داشتن زاده وحشت از غربت است و خودآگاهی ترس آور آدمی دراین بیگانه بازار زشت و بیهوده
    عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن
    عشق غذا خوردن یک حریص گرسنه است
    و
    دوست داشتن « همزبانی در سرزمین بیگانه یافتن » است

    از کتاب کویر
    دکتر علی شریعتی

     

    ای که همه هستی از توست تو خود برای که هستی؟ معلم شهید دكتر شریعتی

    چه زشت و سردو بی شور است زندگی کردن برای خویش . بودن برای خود!بودنی که سخت تر از کویر است! و چه سخت است معلم شهید دكتر شریعتی

     

     زندگی بار سنگینی می شود بر دوش کسانیکه نمی دانند آن را کجا برند؟ معلم شهید دكتر شریعتی

     

    خداوندا اگر روزی بشر گردی ز حال ما خبر گردی پشیمان می شوی از قصه خلقت از این بودن از این بدعت

     خداوندا نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه زجری می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است ( دکتر شریعتی )

     

     

    + نوشته شده در  جمعه 26 مهر1387ساعت   توسط غریب عاشق  | 

    دل نوشته های بزرگان

     

    موفقیت کلید شادی نیست ، شادی کلید موفقیت است اگر آنچه انجام می دهی دوست بداری، موفق خواهی بود. (هرمن کین)

     

     بی ثمرترین روز ما روزی ست که نخندیده باشیم. (چارلز فیلد)

     چرامنتظریدتا شادی و کامیابی ، هر وقت فرصت یا هوس کرد به شما روی آورد؟ چرا شما به استقبال آن نمی روید؟ (وین دایر)

     راز شاد زیستن ، انجام دادن آنچه دوست داریم نیست . دوست داشتن آن چیزیست که انجام می دهیم. (اندرومتیوس)

     نگاه محبت آمیز و بشاش مومن به چهره ی برادر مومنش عبادت است. (امام سجاد)

     بخند ، خنده کلیدی ست که به قفل قلب هر کسی می خورد. (آنجلو)

    لبخند زدن تو به روی برادرانت ، برای تو صدقه است. (پیامبراکرم)

     خوشبختی فقط یک تعریف دارد و آن باور داشتن به خوشبختی ست . (راشیله)

     راز شادی در دوست داشتن است. (جی دونالد و الترز)

     همه ی خوشبختی ها و موفقیت هایی که به من روی آورده از درهایی وارد شده که آنها را به دقت بسته بودم. (لرد بایرون)

     غنچه ی خوشبختی در جای تاریک و بی صدا و گودی پنهان است که بسیار نزدیک ماست ولی کمتر از آنجا می گذریم و آن دل خود ماست. (موریس مترلینگ)

     برای یک جامعه ، فضیلت و اخلاق از نان شب هم واجبتر است . اگر جامعه ای شکست اخلاقی بخورد با هیچ نیرویی نمی توان شکست را جبران نمود. (افلاطون)

    خوشبختی بر سه ستون استوار است : فراموش کردن گذشته ، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده. (مترلینگ)

    خوشبخت ترین مردم کسی است که برای فضائل دیگران ارزش قائل است و از شادی دیگران آنقدر شاد می شود که گویی این شادی مربوط به خود اوست. (گوته)

    راهی به سوی خوشبختی وجود ندارد ، خوشبختی خود راه است ، راهی که از درون شما آغاز می شود و به کمک توانایی و قابلیت شما در جهان برون تجلی می یابد. (وین دایر)

    اگر می خواهی مزرعه ی خوشبختی را توسعه دهی ، خاک قلبت را هموار کن . (ضرب المثل چینی)

     

    ا تصال دو زمان گذشته و آینده حال است قدر آنرا بدانید.( آلبرت انیشتین)

     سعادت یعنی افتخار به گذشته و تلاش برای حال و امید به آینده.( الكساندر دوما)

     دقت و احتیاط هر دو لازمند .....اولی برای رسیدن به پیروزی و دومی برای حفظ آن.( ویكتور هوگو)

     هر قدر روح آدمی لطیف تر و منش او عالیتر باشد درجه یاری بیشتر خواهد بود .(ژرژسیمون)

     زیبایی در صورت نیست زیبایی نوری در قلب انسان است .(جبران خلیل جبران)

     خوشبختی یعنی هر روز مژده ای خوب شنیدن.( ژان پل سارتر)

     امروز آدمی حتما به دیروز تبدیل خواهد شد اما امكان دارد فردای شما هرگز امروز نشود.( ادیسون)

    نیایش اگر به صورت تهاجمی و مصرانه و مستمر انجام گیرد به اجابت می رسد.( الكسیس كارل)

     اعتبار حقیقی آنست كه پس از مرگ نیز همچنان پابرجا بماند.( نیوتن ) پیاپی سخنتان را می برد ، دلخوش به شنیدن سخن شما نیست . اُرد بزرگ


    دیو کین و دیو سخن چینی گزنده است . سخن چین هرگز جز به دروغ لب نمی گشاید . گفتارش همیشه بی فروغ است .دو روی و سخن چین از مهر یزدان بی بهره اند و از او در هراسند . بزرگمهر


    تاسف ، ابرسیاهی است که آسمان ذهن آدمی را تیره می سازد در حالی که تاثیر جرائم را محو نمی کند . جبران خلیل جبران


    اندیشه دریایی است که مروارید آن فلسفه و فرزانگی است . یحیی برمکی


    هنگامی که می خواهی وظیفه و بایسته خویش را انجام دهی از کسی فرمان نگیر . اُرد بزرگ


    مهم نیست اگر زمین بخورید، مهم دوباره برخاستن است . ونیسنت لمباردی


    همای بخت بر شانه ات نخواهد نشست مگر آنکه شانه ای به گستره و پهنای کوهستان داشته باشی . اُرد بزرگ


    اگر با خونسردی گناهان کوچک را مرتکب شدیم ، روزی می رسد که بدترین گناهان را هم بدون خجالت و پشیمانی مرتکب می شوبم . شوپنهاور


    زندگی از سه جزء تشکیل شده است:آنچه بوده ، آنچه هست و آنچه خواهد بود.بیائید تا از گذشته برای حال استفاده کنیم و در حال چنان زندگی کنیم که زندگی آینده بهتر باشد. شکل دادن به زندگی وظیفه خودمان است . به صورتی که آنرا بسازیم ، این بازسازی مایه زیبایی و یا مایه شرمساری ما می شود. ویر


    برای رسیدن به کامیابی نباید از شکست های پیشین خیلی ساده بگذرید ، شناخت موشکافانه آنها ، پیشرفت شما را در پی خواهد داشت . اُرد بزرگ


    اگر کوه با همه سنگینی و عظمت و صلابت که وی راست فرمان شاه را سبک دارد تیره رای خیره سری بیش نیست . بزرگمهر


    اندیشه های ما ، آری و نه گفتن های ما ، و اگر و اما گفتن های ما ، همه با همان ضرورتی از درون ما رشد می کنند که میوه از دل درخت ، به هم مر بوط و با هم خویشاوندند ، و همه از یک اراده، یک وضع جسمانی، یک خاک ، و یک خورشید نشان دارند . فردریش نیچه


    غیر ممکن ها را انجام دادن نوعی لذت است . والت دیسنی


    به روزگار شیرین رفاقت سفره ی خنده بگسترید و نان شادمانی قسمت کنید . به شبنم این بهانه های کوچک است که در دل ، سپیده می دمد و جان تازه می شود . جبران خلیل جبران


    هنرها تنها تقلید محض واقعیت خارجی نیستند و اگر برخی آثار هنری چنین بودند در حقیقت در برابر رسالت عالی خود کاذب می نمودند. شوپنهاور


    انسان برتر از ابرانسان بسیار دور است . فردریش نیچه


    پیران فریبکار، آتش زندگی جوانانند . اُرد بزرگ


    آیا زندگی آنقدر عزیز ، و صلح آنقدر شیرین است که به بهای زنجیر و اسارت خریداری شود ؟ . پاتریک هانری


    نخستین قانون موفقیت تمرکز است . یعنی همه نیروهای خود را روی یک نقطه متمرکز کنید ، مستقیما به سراغ همان بروید و به چپ و راست منحرف نشوید . ویلیام ماتیوس


    خموشی در برابر بدگویی از دوستان ، گونه ای دشمنی است . ارد بزرگ


    حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر . جبران خلیل جبران


    برترین دانش ها یزدان پرستی است . بزرگمهر


    دوست بجای چتریست که باید روزهای بارانی همراه شما باشد . پل نرولا


    یگانه راه برای افزودن خوشبختی بر روی زمین آن است که تقسیمش کنیم . پول شرر


    آدمهای بزرگ و اندیشمند ، بسیار اشک می ریزند . اُرد بزرگ


    زندگی روزانه شما پرستشگاه شما و دین شماست .آنگاه که به درون آن پای می نهید، همه هستی خویش را همراه داشته باشید . جبران خلیل جبران


    بخش عمده ی تاریخ حدس است و بقیه تعصب. ویل دورانت


    اصولا زمانی پوچی برای چیزی معنا پیدا میکند که بیایم برای آن ، هدفی تعریف کنیم .و اگر بدانیم هدفی در کار نیست، به پوچی هم نخواهیم رسید . فردریش نیچه


    پیش نیاز دلیر بودن بدنی ورزیده نیست ، گاهی آدمهای سبکبار، پشت کوهستان را هم به خاک مالیده اند . اُرد بزرگ


    مهم نیست اگر زمین بخورید، مهم دوباره برخاستن است. وینسنت لمباردی


    اگر می خواهی کسی را بزرگ کنی ، پیوسته از او به دشمنی یاد کن . اُرد بزرگ


    مفاهیم سازه های مغزی اند حال آنکه ایده ها مقدم بر فکر بشری هستند . در حقیقت درک مغزی ما از ایده ها مفهوم را می سازند لذا مفاهیم را راهی به قلمرو ذاتها نیست . شوپنهاور


    اندیشه های ما در غرفه های بیشمار دماغ با زنجیر ناپیدا به یکدیگر پیوسته اند . چون یکی از آنها بیدار شود ، هزار تای دیگر نیز سر بر می دارند . پوپ


    آن چه دلخواه همه است جز تن درستی نیست ، که اگر کسی روزی از آن محروم شد آرزویی جز بدست آوردنش ندارد . بزرگمهر


    هر جا که عشق بزرگی خانه کرده است خشم بزرگی نیز مسکن دارد . آلن لاکین


    ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار . جبران خلیل جبران


    هیچ گاه هماورد خویش را کوچک مپندار چون او بهترین دوست توست او انگیزه پیشرفت و پویش می دهد . اُرد بزرگ


    اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری ریشه و بنیاد جامعه است ولی این خواست نفی زندگی ست چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند . فردریش نیچه


    ازدواج کتابی است که فصل اول آن به نظم است و بقیه فصول به نصر . پورلی نیکولاس


    انتخاب پدر و مادر در دست خود انسان نیست ، ولی انتخاب مادرشوهر و مادر زن دست خود انسان است . پرل پاک


    در دوی زندگی ، همیشه هماورد را شانه به شانه ات بپندار و همیشه با خود بگو تنها یک گام پیشترم ، تنها یک گام . اُرد بزرگ


    زبان شاعر، تنها برآیند یک کار نقد یا تحلیل نیست. سنتز واقعیت است با خیال و افسانه. سنتزی که توسط حواس – در رابطه ی متقابل با عقل – صورت می گیرد. یانیس ریتسوس


    وظیفه هنر تجلی ایده هاست. شوپنهاور


    شاهکارها با گذشت زمان کهنه نمی شوند ، این بماند ، در هر زمانی بسته به موقع و مقام جلوه و جمالی دوباره می یابند چنان که گویی به تازگی مطرح شده اند . پرویز یاحقی


    در بلند هنگام هیچ نیرویی نمی تواند در برابر فرهنگ و هنر ایستادگی کند . اُرد بزرگ


    هنر ، قدرت و توانایی نیست بلکه تسلی خاطر است . توماس مان


    دریاها نماد فروتنی هستند . در نهاد خود کوه هایی بلندتر از خشکی دارند ولی هیچ گاه آن را به رخ ما نمی کشند . اُرد بزرگ


    تن به تن آسانی و کاهلی نباید سپرد . کاری باش و از این راه شادی و آسایش فراهم کن . بزرگمهر


    آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند . فردریش نیچه


    خودپسندی زنان بزرگترین علت بد بختی ایشان و زوال خانواده هاست . هیچ چیز به اندازۀ خودپسندی زنها بنای خانواده ها را ویران نکرده است . چارلی چاپلین


    آزادی حقیقی آن نیست که هرچه میل داریم انجام بدهیم ، بلکه آن است که آنچه را که حق داریم بکنیم . ویکتور کوزن


    توان خواهی می تواند بر گذشت زمان پیروز شود . فردریش نیچه


    پوزش خواستن از پس اشتباه ، زیباست حتی اگر از یک کودک باشد. اُرد بزرگ


    هر افتادنی همان برخاستن است. آن کس که به این حقیقت ایمان دارد به راستی خردمند است. ولسوانی


    آدمیانی که با دیگران روراست نیستند با خود نیز بدین گونه اند . اُرد بزرگ


    در رنجی که ما می بریم ، درد نه تنها در زخم هایمان ، که در اعماق قلب طبیعت نیز حضور دارد.در تغییر هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهری دگرگونه می یابند ، همانگونه که انسان در گذر عمر ، با تجربیات و احساساتش تحول می یابد. در دل هر زمستان ، تپشی از بهار و در پوشش سیاه شب، لبخندی از طلوع نمایان است . جبران خلیل جبران


    کشتن گنجشکها کرکس ها را ادب نمی کند . آبراهام لینکلن


    آنکه به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است . اُرد بزرگ


    وقتی انسان آنقدر ثروتمند شد که بتواند هر چه دلش می خواهد بخرد ، می بیند معده اش بیمار است و همه چیز را هضم نمی کند . شاتو بریان


    اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد. اُرد بزرگ


    برتری همیشه منفور بوده است ، و هنگامیکه برتر از همه ای بیشتر منفوری .گراسیان


    تکبر زائیده قدرت مادی است و تواضع زاییده ضعف معنوی . فردریش نیچه


    جهت الهی شما ، دریایی است پهناور و بی ساحل . ذات الهی شما از ازل پاکیزه بوده است و تا ابد نیز خالص و پاک خواهد ماند . جبران خلیل جبران


    محبت نیرومندترین جادوها است. گولاس


    مهم نیست کجا متولّد شدم و چگونه و کجا زندگی کرده ام. مهم این است که در آنجا که بوده ام چگونه رفتاری داشته ام . جوجیا اوکیف


    توانگر کسی است که به آنچه خداوند توانا نصیبش کرده خرسند باشد . زیرا شوریده بخت تر و پراکنده خاطرتر از آزمند کسی نیست . بزرگمهر

    باید زیاد مطالعه کنید تا بدانید که هیچ نمی دانید. مونت کیو


    آدمهای ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند . اُرد بزرگ


    هرگز مردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته ام بیاموزم . گالیله


    پرحرف را که دشمن راستی و خصم روان پاک است هرگز نپذیر . بزرگمهر


    براستی ؛ ای کاش جنون شان را حقیقت نام بود یا وفاداری یا عدالت . اما دریغ که فضیلت شان در خدمت دراز زیستن است و آسودگی نکبت بار . فردریش نیچه


    فرمانروایانی که یک شبه دارای توان می شوند ، با تلنگری فرو می ریزند . اُرد بزرگ


    زندگی انسان مانند شبنمی است که از برگ گلی می لغزد و فرو می چکد. بودا


    انسانها در هیچ یک از ویژگی هایشان به اندازه نیکی کردن به همنوعان خود خدای گونه نیستند. سیسرو


    با این نگرش پیش بروید که همه چیز خدای گونه است و همه کس خدای گونه رفتار میکند، اگر شما همچون خدا با آنان رفتار کنید . سوامی راما تیرتا :


    دیدی جهان در مشتی شن ، و سپهر در گلی خودرو ، بی نهایت در کف دستهایت گیر و جاودانگی را در ساعتی به دست آر. ویلیام بلیک


    قدرزمان حال را بدانید که گذشته بر نمی گردد و آینده شاید نیاید. گالیله


    در هر سرنوشتی ، رازی مهم فرو نهفته است . اُرد بزرگ


    به هنگام باز ایستادن تنفس ،نفس از تکرار پی در پی آزاد می شود و تلاش برای آزادی از زندانی مخوف و اوج گرفتن در فضایی گسترده و پر از آثار حیات به سوی پروردگار ادامه می یابد ، تا بی پرده به وصال برسد . جبران خلیل جبران


    شما نمی توانید به یک نفر چیزی را که خودش از قبل نمی داند یاد بدهید . فقط می توانید او را از آنچه می داند با خبر و آگاه کنید. گالیله


    تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ،‌ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی. گابریل گارسیا مارکز


    گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشی کمیاب است . ارد بزرگ


    در میان دو کس دشمنی میفکن ، که ایشان چون صلح کنند تو در میانه شرمسار باشی . سعدی


    برای گله ی انسانی تمام نشانه های ابرانسان چون نشانه های بیماری یا دیوانگی ظاهر می شوند . فردریش نیچه


    اگر دشمنت با روی خوش نزدیکت شد ، در برابرش خموش باش و تنهایش بگذار . اُرد بزرگ


    حقیقت می تواند مدتی در حجاب تعویق و تأخیر بماند ولی همیشه جوان بوده و خود را معرفی خواهد نمود . گولیو


    اندیشه ها بزرگترین جنگنده های جهانند و جنگی که اندیشه ای در دنبال دارد چیزی جز وحشیگری نیست . گارفیلد


    آنگاه مردم را درست می ببینی که در بلندیهای سر به آسمان کشیده حضور داشته باشی و نیز در منزلگاههای دور . جبران خلیل جبران


    چون دل راست اندیش و زبان راستگو باشد در کاستی و نادرستی بسته می شود . بزرگمهر


    جایی که شمشیر است آرامش نیست . اُرد بزرگ


    هرگز نمی توانیم صفت خوبی را در دیگران بشناسیم مگر اینکه از آن بویی برده باشیم . چینگ


    اگر امروز حتی یک کلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلماً شخص دیگری هستید . چاحیت


    در این روزگار ما به خاطر اندیشه ها می جنگیم و روزنامه ها سنگرهای ما هستند . هاینه


    اگر به سخنی که گفته اید با تمام وجود پایبند هستید، دیگر نیازی نیست برای آن پوزش بخواهید . اُرد بزرگ


    به سراغ زنان می روی ؟ تازیانه را فراموش مکن ! . فردریش نیچه


    آنکه از دشمن داشتن می ترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت . هزلت


    حسد همچون مگس است که همه جای بدن سالم را رها می کند و بر روی زخمهای آن می نشیند . چایمن


    ریشه کارمند نابکار ، در نهاد سرپرست و مدیر ناتوان است . اُرد بزرگ


    شاید بتوانید دست و پای مرا به غل و زنجیر کشید و یا مرا به زندانی تاریک بیافکنید ولی افکار مرا که آزاد است نمی توانید به اسارت در آورید. جبران خلیل جبران


    زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود . هرود


    چون دانستی که خدا از خاکت آفریده کردنکشی و خود رایی مکن . بزرگمهر


    بعضی ها طوری هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پایین تر باشند بیشتر دوستشان دارند . چترفیلد


    برای پویایی و پیشرفت ، گام نخست از پشت درهای بسته برداشته می شود . اُرد بزرگ


    باری ؛ زرتشت در مردم نگریست و حیران بود. سپس چنین گفت :
    انسان بندی است بسته میان حیوان و ابر انسان ؛ بندی بر فراز مغاکی.
    فرارفتنی ست پر خطر ؛ در – راه – بودنی پر خطر ؛ واپس نگریستنی پر خطر ؛ لرزیدن و درنگیدنی پر خطر.
    آنچه در انسان بزرگ است این است که او پل است نه غایت ؛ آنچه در انسان خوش است این است که او فراشدی ست و فروشدی . فردریش نیچه


    جهان را نگه دارید، می خواهم پیاده شوم . اوبالدیا


    دشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دهد . اُرد بزرگ


    زیاد زیستن تقریبا آرزوی همه می باشد ولی خوب زیستن آرمان یک عده معدود. هیوز


    از آن جا که جهان حقیقی وجود ندارد, به ضرورت هر باور و هر فرضی بر درستی نادرست است. فردریش نیچه


    برای ربودن دل آدمیان باید بر هم پیشی گرفت و این زیباترین آورد زندگی است . اُرد بزرگ


    آنکه از دست روزگار به خشم می آید ، هر آنچه آموخته بیهوده بوده است .گریستن


    هیچ‌ چیز غرور مرد را مثل‌ شادی‌ زنش‌ ارضا نمی‌کند; چون‌ همیشه‌ آن‌ را مربوط به‌ خود می‌داند . جونسوند


    در دنیا جای کافی برای همه هست پس بجای اینکه جای کسی را بگیری سعی کن جای خودت را پیدا کنی.چارلی چاپلین


    در پهنه ی پندار و خلسه ی خیال ، فراتر از پیروزیهای خود بر نشوید ، و فروتر از شکستهای خود نروید . جبران خلیل جبران


    پیش از آنکه با کسی پیمانی ببندید ، دمی درباره توانایی خود در اجرای آن بیندیشید و سپس پاسخ گویید . اُرد بزرگ


    عجله مباح نیست مگر در سه کار : یکی آنکه دختر به شوهر رود ، دوم آنکه میت را زود دفن کنند ، و سوم آنکه طعام زود پیش مهمان برند .ویلیام تن

    باری ؛ بدترین چیز خرداندیشی ست. به راستی ؛ شرارت به که خرداندیشی! . فردریش نیچه


    هواخواه مرگ در راه سربلندی وطن یا با قهرمانی به شهادت می رسد یا زندگی شرافتمندانه ای بدست می آورد. جمال الدین اسدآبادی


    تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری ابدی برای کشورم کسب کنم . نادر شاه افشار


    میزان کارایی شما هر چه باشد ، توانایی های بالقوه شما بیشتر از آن است که تا کنون به فعل در آمده است. جیمز تی. مک کی


    از سفر کرده ، ارزش سرزمین مادری را بپرس . ارد بزرگ


    شمشیر می تواند روح را از بدن جدا سازد ، ولی هرگز نمی تواند عقیده ای را از مغز کسی بیرون کند . کالون


    آنکه راستی نپوید گرفتار آمیزش با اهریمن است ، فرزند این آمیزش فتنه است و شورش . اُرد بزرگ


    من نمی دانم پدربزرگم که بود ، اما به این نکته بیشتر اهمیت می دهم که بدانم نوادۀ او چه کسی خواهد شد . آبراهام لینکلن


    براستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟
    خداوند، درهای فراوانی ساخته که به حقیقت گشوده می شوند و آنها را برای تمام کسانی که با دست ایمان به آن می کوبند ، باز می کند.
    نیکی در انسان باید آزادانه جریان و تسرِی یابد . جبران خلیل جبران


    تمام سرمایه های خود را یک جا جمع کنید ، همه استعدادهای خود را گرد آورید ، تمام نیروهای خود را آرایش دهید و همه توانایی های خود را برای تسلط روی حداقل یک زمینه کاری متمرکز کنید. جان هاگای


    بد خو چنان به رنج اندر است که از زندگانی و تندرستی و خواسته لذت نمی برد . بزرگمهر


    برادران آیا من سنگدل ام ؟ باری من می گویم : هرچه را که افتادنی ست می باید بیشتر زور داد!
    هر چه امروزین است می افتد و بر می افتد ! چه کس می خواهد آن را نگاه دارد ؟ باری من - می خواهم آن را بیشتر زور دهم !
    می شناسید شهوتی را که سنگ را به ژرفناهای تند شیب فرو می غلتاند ؟
    بنگرید این انسان های امروزین را که چه گونه به ژرفناهای من فرو می غلتاند ؟
    برادران من پیش درامد بازیگرانی بهترام یک سر مشق از سرمشق من پیروی کنید !
    و به آن کس که پرواز نمی آموزید تندتر افتادن آموزید! . فردریش نیچه


    راز قدرت واقعی در این است : با تمرین کردن مداوم یاد بگیرید که چطور توانایی های خود را هدر ندهید و در هر لحظه آنها را بر یک نقطه متمرکز کنید. جیمز آلن


    اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمده ای او را خوار مساز ، بهترین راه آن است که چند روزی رهایش کنی . اُرد بزرگ


    هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن . آندره ژید


    رَد راستی ، رَد خویشتن است . اُرد بزرگ


    هر سربازی که بر زمین می افتد و روح اش به آسمان پر می کشد نادر می میرد و به گور سیاه می رود نادر به آسمان نمی رود نادر آسمان را برای سربازانش می خواهد و خود بدبختی و سیاهی را ، او همه این فشارها را برای ظهور ایران بزرگ به جان می خرد پیشرفت و اقتدار ایران تنها عاملی است که فریاد حمله را از گلوی غمگینم بدر می آورد و مرا بی مهابا به قلب سپاه دشمن می راند ... نادر شاه افشار


    هر اقدام بزرگ ابتدا محال به نظر می رسد. توماس کارلایل


    همیشه بدنبال سرنوشتی بهتر برای خود باش ، و اگر کسب دانش آرمانت است هر آنچه در این مسیر رنج ببری ارزشش را دارد . اُرد بزرگ


    بهترین خو سازش و آشتی خواهی است . بزرگمهر


    اگر از دوست خود جدا شدی ، مبادا که بر جدایی اش افسرده و غمین گردی ، زیرا آنچه از وجود او در تو دوستی و مهر برانگیخته است ، ای بسا که در غیابش روشن تر و آشکارتر از دوران حضورش باشد . جبران خلیل جبران


    صداقت نخستین بخش کتاب عشق است . توماس جفرسون


    بدترین خوانندگان کتاب آنانی اند که چون «سربازان غارتگر» عمل می کنند، یعنی از هر جا که دستشان برسد تکه یی بر می دارند . فردریش نیچه


    میدان جنگ فرصت مطالعه به کسی نمی دهد ، هرکس هر چه می داند باید به کار برد . جواهر لعل نهرو


    شما تبدیل به همانی می شوید که تجسم می کنید . جیم کتکارت


    هر آرزویی بدون پژوهش و تلاش ، به سرانجام نخواهد رسید . اُرد بزرگ


    جایی هست که جز تو هیچ کس آن را پر کند و کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجامش نیست. اسکاول شین


    فرمانروایان نیرومند ، رایزنانی باهوش و کارآمد در کنار خود دارند . اُرد بزرگ


    میان آدمیان چیزی نیست جز دیوار هایی که خود ساخته اند . تولستوی


    گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند . نادر شاه افشار


    پیش نیاز رسیدن به دلیری و بی باکی ، یافتن آرمان و خواسته ای هویدا است . اُرد بزرگ


    توانگر راستین کسی است که آز در دلش راه نیافته است . بزرگمهر


    برای بشر بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند . فردریش نیچه


    گروهی دریای زیبای حقیقت را به درون خود نهان دارند و زلال آنرا در پیاله کوچک کلام نمی کنند .
    به گرمای مهربان سینه ی آنان باشد که جان به سکوتی موزون ماوی گزیند . جبران خلیل جبران


    زبان یگانه آلت تیزی است که با استعمال زیاد تیزتر می گردد . واشنگتن ایروینگ


    الگوی انسانی شما هر چه بزرگتر باشد سرنوشت زیباتری در برابر شماست . اُرد بزرگ


    باور کردن دروغیکه انسان صد بار شنیده آسان تر از حقیقتی است انسان حتی یکدفعه هم آن را نشنیده است . جان کایزل


    به گذشتۀ خود هرگز نمی اندیشم مگر آنکه بخواهم از آن نتیجه ای بگیرم . جواهر لعل نهرو


    هنگامی که همه مانند یکدیگر می اندیشند، در واقع کسی نمی اندیشد. والتر لیمپن


    گاهی برای رسیدن به پیشرفت می بایست راه سخت کوهستان را برگزینیم . اُرد بزرگ


    بوزینه در برابر انسان چیست ؟ چیزی خنده آور یا چیزی مایهء شرم دردناک.
    روزگاری کفران خدا بزرگترین کفران بود. اما خدا مرد و در پی آن این کفرگویان نیز بمردند.
    براستی انسان رودی است آلوده. دریا باید بود تا رودی آلوده را پذیرا شد و ناپاکی نپذیرفت.
    آن ساعت که می گویید : چه سود از دادگری ام که خویش را همچون شعله و ذغال نمی بینم . حال آنکه دادگر همچون شعله است و ذغال.
    چه سود از رحم ام ؟ مگر رحم همان صلیبی نیست که بر آن آن دوستار بشر را میخکوب کرده اند؟
    اما رحم من کجا و به صلیب کشیده شدن کجا ... . فردریش نیچه

    مردان کامیاب غالبا از شکست میوه ی پیروزی چیده اند . گوته


    مبارزه با مواد مخدر، فقر و گرسنگی برای جوانی فرهیخته و روشن بین به همان کارآمدی تلاش برای ارتقای سطح زندگی و احترام گذاشتن به حقوق و اموال یکدیگر، نیست.. وین دایر


    انسان در موقعیکه تمام دارایی خود را از دست بدهد تمام دوستان از میان می روند . وتوشن


    بخشیدن تخت و اورنگ به خویشاوندان ، از زبونی است . اُرد بزرگ


    آنکه پرنده نیست نباید بر پرتگاهها آشیان سازد . نیچه


    آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند . تاگور

    مردان مقاوم و باتجربه همیشه فرصت دارند که کارها را از اول شروع کنند . گوته


    مرد با اراده مردی است که شخصیت انفرادی خود را در اجتماع گم نمی کند و شجاعت آن را دارد که عقاید خاص خود را ابراز دارد اسکار وایلد


    پر حرفی در هنگام اندرز ، از اثر آن می کاهد . اُرد بزرگ


    خشمگین شدن انتقام خطاهای دیگران را از خود گرفتن است . والتر پوپ


    بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید . فردریش نیچه


    جایگاه ارزیابی و نقد شما بر کارکرد دیگران ، می تواند آغازگاه نخستین گام شما برای سازندگی باشد . ارد بزرگ


    ای مهر مادری که مقدس ترین محبت ها هستی ، از وصف عظمت آسمانی تو زبان زمینی ما عاجز است . وباهاروف


    سعادت را باید در بین راه پیدا کرد نه انتهای جاده ، چون در آنجا سفر به پایان رسیده و دیگر دیر شده است . وقت برای سعادتمند بودن امروز است نه فردا . جیمز بادید


    دنیا آن قدر وسیع است که برای همه ی مخلوقات جایی هست، پس به جای اینکه جای کسی را بگیرید تلاش کنید جای واقعی خود را بیابید . چارلی چاپلین


    شکنجه ها عشق به شما روا می دارد تا به رازی که در دلهایتان نهفته است پی برید و بدین وسیله جزئی از قبل حیات باشید . جبران خلیل جبران


    برخلاف ‹‹اندیشه های مدرن›› درباره ی زن و مرد، آموزش واقعی در مورد رابطه ی جنس ها را باید در فرهنگ های شرقی یافت . فردریش نیچه


    از ستایش و عیب جویی مردمان ، هیچکدام را نباید محک حقیقت شمرد ولی از هردوی آنها می توان به عنوان محک برای شخص خود استفاده کرد . واتلی


    آنان که زندگانی را بستری از گلهای سرخ می دانند ، همیشه از خارهای آن شکایت دارند . ویلیام آلن وایت


    میندیش که دیگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند . اُرد بزرگ


    اگر می توانستید شگفتی های دل تان را در برابر معجزه های هر روزه زندگی ماندگار سازید، دردهای خویش را از شادی های تان کمتر شگفت انگیز نمی یافتید، و اگر فصل های دلتان را پذیرا شوید بدانگونه که فصل های کشتزارهای تان را پذیرا هستید، آنگاه زمستان های اندو ه خویش را با خوش دلی به نظاره می نشستید . جبران خلیل جبران


    هوش و استعداد خود را پرورش ده ولی نه از راه مطالعه صرف بلکه به وسیله تفکر توام با عمل ، تمایل اکثر فضلا به مطالعه شبیه تلمبه است ، خالی بودن مغزهای خودشان موجب می شود که افکار مردم دیگر را به سوی خود بکشند؛ هرکس زیاد مطالعه کند به تدریج قدرت تفکر را از دست می دهد. شوپنهاور


    اگر باخردی ، هرگز گرد بدی مگرد ، که نیکوترین کسان آن بود که بیرون و درونش پاکیزه و نیک باشد . بزرگمهر


    امیدوار مباش دیگران همراهیت کنند ، تنها به درمان دردهای روزگار خویش بیاندیش . اُرد بزرگ


    با سنگهایی که در سر راهت میگذارند هم میتوانی چیز قشنگی برای خود بسازی . اِریک کِستنِر


    مردم دنیا همچون دیوانگان کور و کر ، به جان هم می افتند و یکدیگر را ندیده و نشناخته می درند و بر این دیوانگی نام جنگ افتخار می گذارند . ویلیام تن


    انسان باید بهتر و شریرتر شود : من چنین می آموزانم ! شریرانه ترین چیز برای بهترین چیز در ابرانسان نیاز است . فردریش نیچه


    پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟! . جبران خلیل جبران


    به کوهستان می نگرم ، درونم سرشار از نیرو می شود کوهها سر فرود می آورند ، و می گویند : باز ما را درخواهی نورد . اُرد بزرگ


    کسانیکه حقیقت را درک کرده اند با افرادی که حقیقت را دوست دارند برابر نیستند . شاتوبریان


    رایزنی با خردمندان ، پیروزی در پی دارد . اُرد بزرگ


    مردها به سه دسته تقسیم می‌شوند: خوش قیافه‌ها ، باهوش‌ها و اکثریت. اف. جی. بنسون


    به من بگو قبل از آمدن به این دنیا کجا بودی ، تا بگویم بعد از مرگ کجا میروی . شوپنهاور


    ابرانسان است که می آفریند . فردریش نیچه


    آنانیکه سامان و پویندگی در کیهان را دروغ می پندارند ، همواره در اندیشه کین خواهی و حمله به جهان پیرامون خویش هستند . زندگی خود و نزدیکانشان را تباه می سازند و سرانجام در برآیندی بزرگتر از هستی ناپدید می شوند . اُرد بزرگ


    مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل عطا یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد . جبران خلیل جبران


    افراد پست و فرو مایه از خطاهای اشخاص بزرگ لذت فراوان می برند. شوپنهاور


    بدگویی حسود دلیل برتری شماست . ویلیام تن


    اگر امیدواری که رنجت بار نیکو دهد هرگز گفتار آموزگاران را خوار مدار و از فرمانشان سر مپیچ . بزرگمهر


    مادر و پدر ، زندگیشان را با فروتنی به فرزند می بخشند . اُرد بزرگ


    با اینکه می دانیم زیبایی و خوبی دشمن هم هستند ، چرا این آب و آتش را در یک وجود طالبیم ؟ . ویلیام تن


    انضباط فردی عبارت است از : توانایی مجبور کردن خود به انجام کاری که باید در زمان معینی به اتمام رسد ، چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم . آلبرت هوبارد


    مردمان توانمند در میان جشن و بزم نیستند . آنها در هر دم به آرمانی بزرگتر می اندیشند و برای رسیدن به آن در حال پیکارند . اُرد بزرگ


    بدترین و خطرناکترین کلمات اینست: «همه این جورند» . تولستوی


    نمی‌توانیم کاری کنیم که مرغان غم بالای سر ما پرواز نکنند اما می‌توانیم نگذاریم که روی سر ما آشیانه بسازند. ضرب‌المثل چینی


    حتی میمونها نیز گاهی از درخت می‌افتند . ضرب‌المثل ‌ژاپنی


    اگر می‌خواهید فرزندانتان روی پای خود بایستند، مسؤولیت‌هایی روی دوش آنها بگذارید. ابیگیل فون بورن


    زمین به دوش خود الوند و بیستون دارد
    غبار ماست که بر دوش او گران بوده ست
    اقبال لاهوری

    اگر نتوانیم به تبار خویش سامانی درست دهیم ، مانند این است که در خانه ایی بی دیوار زندگی می کنیم . اُرد بزرگ


    ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی . جبران خلیل جبران


    انسان های آزاده دل شکسته و پر غرور ، خود را از تیررس نگاه دیگران پنهان می کنند . فردریش نیچه


    برای نادان پیرایه ای سزاورتر و زیباتر از خاموشی نیست . بزرگمهر


    هنر آموختن گوش کردن است . گادامر


    گِره های که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود ، به یک نگاه و یا ندای ریش سفیدی گشاده می گردد . اُرد بزرگ


    در میان امواج ، در جاده های پر فراز و نشیب و درد دریاها به دنبال خوشبختی می دویم ، در حالیکه خوشبختی در اینجاست . هوراس


    به لاک پشت ها نگاه کنید، آنها تنها وقتی پیشرفت می کنند که سرشان را از لاک خود بیرون می آورد . جیمز بریانت


    درخشان ترین تاجی که مردم بر سر می نهند در آتش کوره ها ساخته شده است . چارلی چاپلین


    دودمان بی نیا و مرد کهن ، به هزار آیین اهریمنی گردانده می شود . اُرد بزرگ


    یکبار پشیمان نشدم بر اینکه چرا گفتم ولی باره ندامت بردم به آنچه گفتم . فلمز


    ریش سفیدان ، زنجیر ارتباط نسل ها هستند . و قوم بدون ریش سفید ، گذشته ای کم رنگ دارد و آیین های به جای مانده ، به هزار گونه ، تفسیر می شود . اُرد بزرگ


    خوانندۀ دقیق می تواند در یک سال از روزنامه ها بیش از آن چیزهای مفید بخواند و بیاموزد که دانشمندان از کتابخانه های بزرگ خود می آموزند . ف – ب – سبزن


    آزادی یعنی مسؤولیت؛ برای همین است که بیشتر انسان‌ها از آن وحشت دارند. جرج برنارد شاو


    هر حقی یک مسؤولیت، هر فرصتی یک اجبار و هر مالکیتی یک وظیفه به همراه دارد.جان د راکلفر


    تا زمانی که توده مردم برای بهبود حال یکدیگر احساس مسؤولیت نکنند، عدالت اجتماعی تحقق نمی‌یابد. هلن کلر


    دانش امروز فر بسیاری در پی داشته ، اما نیروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنیت را بزرگان خردمند به ما می بخشند . اُرد بزرگ


    ما هنوز در زمان ماقبل تاریخ هستیم . زیرا تاریخ بشریت آن روز آغاز می شود که بشر از همۀ رنجها و گرفتاریها نجات یابد . فتحی الرمکی


    آنان که نمی توانند خود را اداره کنند ‌ناچار از اطاعت دیگرانند. ویکتور هوگو


    زندگی گره ای نیست که در جست و جوی گشودن آن باشیم. زندگی واقیتی است که باید آن را تجربه کرد . سورن کی یر کگارد


    پرهیزگار باش که هرگز هیچ پرهیزگاری از درستی نمی میرد . غزالی طوسی

     

    + نوشته شده در  جمعه 26 مهر1387ساعت   توسط غریب عاشق  | 

    چند کار دلی

     

     

    چرا رنجش و آزار  بیایید با کلام شیرین ، زندگی را شیرینتر کنید :

     

    - هر وقت که برای همسرتان کارت پستال می فرستید ، روی پاکت آن تمبر عاشقانه ایبزنید 
    - با ارزش ترین هدیه ممکن را برایش تهیه کنید
    - بهترین جمله ای کهمعشوقتان برایتان نوشته است را قاب کنید و به دیوار اتاقتان بکوبید   
    - وقتی همسرتان در خانه مشغول خانه تکانی است ، ناهار آنروز را از رستوران تهیه و برایش به منزل ببرید 
    - در طول سال برای هم نقشه های عاشقانه ای بکشید
    -  تمام نامه های معشوقتان را با بوسه ، لاک و مهر کنید
    -  کمد لباسهایش را با اشعار و جملات عاشقانه تزئین نمائید 
    - ترانه ای که مضمون آن ، معنای نوع ارتباط شما را بیان می کند , بگویید
    -یک عکس نامزدتان را درون کیفتان بگذارید و با غرور آنرا به اقوام وخانواده تان نشان دهید  
    -درون تقویم همسرتان روز تولد خودتان و تمامی سالگردهارا علامت گذاری نمائید 
    - تمام اوقات فراغت آخر هفته را با هم سر ببرید
    - با کمک هم از فرزندتان عکس بگیرید 
    -برای برخورداری از زندگی عاشقانه فیلمهای  بسیار عاشقانه نگاه کنید
    -  به هنگام صرف صبحانه بجای اینکه ساکت باشید یا روزنامه بخوانید ، با هم گپ بزنید
    –دفترچه ای برای نوشتن خاطرات ملاقاتهایتان درست کنید و  پس از پایان هر ملاقات علاوه بر خاطرات آن روز ، اندکی در
    مورد وقایع و احساسات خود درباره نامزدتان در آن صفحه بنویسید

     - در مسیر های مشخص باهم پیاده روی های طولانی بروید

     - در کنا ر هم نوشیدنی میل کنید
    - یک شعرعاشقانه کوتاه بر روی کیک تولدش بنویسید 
    - برای احساسی تر کردن محیط زندگی ،  اتاق خوابتان را با رنگ صورتی یا قرمز تیره رنگ آمیزی نمائید
    - این را به خاطر بسپارید که باید خانواده و دوستان همسرتان را دوست داشته باشید یا لااقل آنها را تحمل کنید
    - صبحها با یک بوسه به همسرتان صبح بخیر بگوئید
    - برای عشقتان دسته های گل بچینید از باغهای گل
    - از دوستانتان درباره روشها و روابط عاشقانه شان سؤالاتی بپرسید
    - همین امشب شامش را قاشق ، قاشق در دهانش بگذارید
    - پس از ازدواج نام شاعرانه ای برایش انتخاب کنید
    - هر وقت همسرتان به شما هدیه می دهد ، بلافاصله از آن استفاده کنید و همیشه هم آنرا به کار گیرید
    - برای عشقتان حساب بانکی خوبی باز کنید
    - تکیه کلام مشترکی با هم داشته باشید
    - وقتی به او کیف هدیه می دهید ، درون آنرا از اسکناس نو پُر کنید
    - وقتی با نامزدتان تماس تلفنی می گیرید ، بعنوان زمینه سخنتان ترانه مورد علاقه اش را پخش کنید
    - همیشه عکسش را همراه داشته باشید
    - با اتفاق هم ورزش کنید
    - در کنار هم با دیدن منظره سقوط یک شهاب سنگی آرزو کنید ... !
    - دوران کودکی همدیگر را بازسازی نمائید و این نکته را باور کنید که از همان دوران کودکی بطور ناخودآگاه به یکدیگر عشق می ورزیدید و باز هم عشق را به هم عرضه دارید
    - روی آئینه میز توالت پیام عاشقانه کوتاهی بوسیله رژ لب برایش بنویسید . هدایای مورد علاقه هم را به یکدیگر هدیه بدهید و در طول روز تمام احساسات عاشقانه تان را برایش ابراز دارید
    - پنج جمله ای که می توانید همیشه به عشقتان بگوئید عبارتند از : تو بهترین هستی ، همیشه دوستت خواهم داشت ، عالی ترین همسر دنیایی ، خیره کننده و جذابی هستی ، تو تنها عشق حقیقی من هستی نیمه شبها را برای قدم زدن انتخاب کنید
    - نقاشی کوچکی که در آن احساساتتان را به تصویر کشیده اید ، برایش بکشید
    - به هنگام خواب موهابش را نوازش کنید
    - و قتی بیمار است ، هر چند سرما خوردگی ساده ای باشد ، حسابی از او پرستاری کنید
    - در یک غروب سرد ، ژاکتتان را روی شانه هایش بیاندازید
    - در یکی از شبهای گرم تابستان با همدیگر در ایوان منزلتان بخوابید

    -تنها از هم صحبتی با نامزدتان لذت ببرید. این موضوع قاعده ای اساسی در روابط عاشقانه است
    همیشه عاشق و معشوق هم باشید
    -در عوض اینکه تصور کنید هر آنچه شما فکر می کنید عاشقانه است بیاموزید که تصور کنید آنچه همسرتان در ذهن می پروراند عقاید عاشقانه هستند
    -صبح زود از خواب برخیزید و در کنار هم نظاره گر طلوع خورشید باشید
    -تمای یادگاری های عشق قدیمی تان را از بین ببرید و از این مهمتر این که همه عشقهای گذشته تان را بدست فراموشی بسپارید
    -بهترین لباسهایتان را در منزل و برای همسرتان بپوشید
    -در مقابل مادر, خواهر و دوستان و همکاران همسرتان از او تعریف کنید چون او بخاطر اینکه شما را بیشتر دوست خواهد داشت
    -شبها در گوش همسرتان آوای عشق را نجوا کنید
    -در کتابخانه بدنبال کتابها و مجلاتی که در مورد راههای بهبود روابط عاشقانه نوشته شده است بگردید
    -هنر خوب صحبت کردن را فرا بگیرید
    -درباره زندگی عاشقانه تان از هیچ تلاشی دریغ نورزید
    -برای اینکه در روابط عاشقانه خالقانه عمل کنید, روی توسعه دادن نیم کره راست مغزتان کار کنید
    -نظریه احمقانه (( زن سالاری)) یا ((مرد سالاری)) را دور بیاندازید چون این نظریه رابطه شما را تحت تاثیر فشار زیادی قرار می دهد
    -فقط باید در نظر داشته باشدی که همه ما انسان هستیم
    -صبح را با یکدیگر آغاز کنید و در ابتدای روز به روی یکدیگر لبخند بزنید. این روش بسیار خوبی برای اغاز روز است
    -عشق واقعی در چیزهای کوچک نهفته است..پس چرا چیزهایی که خاطرات خوش کودکی را بیاد همسرتان می آورند را به او هدیه نمی دهید؟
    -وقتی با هم به گردش می روید بذله گو و بشاش باشید
    -همین حالا هر چه دستتان است زمین بگذارید نزد همسرتان بروید و به او بگوئید دوستت دارم
    -با چهره ای خندان و شاداب بهمراه هدیه کوچک به محل کار نامزدتان بروید
    -عاشق پیشه بودن را به روزهای آخر هفته موکول نکنید بلکه بکوشید در تمام طول هفته عاشقانه برخورد کنید
    -به خودتان این جرات را بدهید که متفاوت از عشاق دیگر باشید و رفتارتان منحصر بفرد باشد
    -به او تعهد بدهید که برای همیشه با او و در کنارش خواهید بود و عاشقانه دوستش خواهید داشت
    -کسی که عاشق می شود باید برای تحمل و چشم پوشی از خطاهایی که می بیند اما نمی تواند در مقابل آنها کاری بکند صبور و آرام باشد
    -عاشقی باشید که طبق سنن قدیمی و کهن جانش را فدای معشوق می کند
    -باهمدیگر و برای همدیگر دعا کنید
    -پس از مدتی که از ازدواجتان می گذرد به هتل ماه عسلتان بازگردید و در همان اتاقی که ساکن بودید اقامت کنید
    -وقتی همسرتان در بیمارستان بستری است هر روز برایش گل ببرید
    -در زمانهای زیر به سراغ همسرتان بروید:
    خوشی............عشق.............ناخوشی
    -از خودتان شخصیت بزرگی به او نشان بدهید
    -به هنگام تماشای تلویزیون همسرتان را در آغوش بگیرید
    -از عشقتان دفاع کنید
    -هیچ وقت از یک هدیه بعنوان رشوه استفاده نکنید
    -بهترین راه حل برای برخورداری از یک زندگی راحت و ایده ال این است که ازدواج کنید
    -توسط یک بالن پیام عاشقانه برایش بفرستید
    -وقتی نامزدتان را ملاقات می کنید در طول دیدارتان شادابی خود را حفظ کنید
    -این موضوع را بخاطر بسپارید که اول باید خودتان را دوست بدارید تا بتوانید براستی همسرتان را دوست داشته باشید
    -برای بقیه عمر دادگاه و محکمه یکدیگر باشید
    -سبد گل گرانقیمتی از گلهای مورد علاقه اش برایش سفارش بدهید
    -هرگاه همسرتان چندان عاشق پیشه نیست مستقیما این مطلب را به او گوشزد نکنید. به او بگوئید که از نظر احساسی تغییر کرده است
    -عشق انبوهی از بزرگ نمایی ها و تفاوتهای بین یک شخص و دیگران است
    -اجازه ندهید روزهای بارانی مانع از بیان احساسات شما باشند.بلکه در زیر باران در کنار هم قدم بزنید, آواز بخوانید و برقصید
    -یکبار دیگر به ماه عسل بروید و اغلب این کار را تکرار کنید
    -به همسرتان کتابهایی که دوست دارید هدیه کنید تا متوجه بشود که شما از علائق دیگر او نیز خبر دارید
    -با بوسه صبحگاهی همسرتان را از خواب بیدار کنید
    -درباره چیزهایی که در زندگی برایتان اهمیت دارد برایش صحبت کنید
    -همیشه در همه چیز پیش قدم باشید
    -پس از هر جر و بحث و دعوا غرورتان را کنار بگذارید و از همسرتان معذرت خواهی کنید
    -سعی کنید احساساتش را متحول بسازید باید همچون محرکی برای قلبش باشید نه مانند یک نوشیدنی آرام بخش
    -سنگ صبور و محرم راز یکدیگر باشید
    -در مواقع لزوم قوانین روزمره و عرفهای اجتماعی را زیر پا بگذارید
    -تا پایان عمر همچون زوجهای جوان بیاندیشید
    -در آغاز هر فصل یک سرویس جواهر به او بدهید
    -با همسرتان طوری رفتار کنید که در چشم او جذابتر شادتر و دلنشین تر بنظر برسید
    -کلمات غیر رمانتیکی که باید حتما از آنها بپرهیز شود را بکار نبرید و همواره از جملات احساسی بهره بگیرید
    -فقط برای بانوان : هرگز همسرتان را مسخره نکنید
    -همواره بکوشید همسرتان را جذب دلبریها و محبتهای خودتان بکنید
    -از اطمینان و اعتماد در قلب همسرتان سرمایه ای جاودانه جمع کنید
    -با هم درباره نظریه تان در مورد عشق به بحث بنشینید
    -فقط برای آقایان: عشق بازی کنید, جنگ نکنید
    -هنر مذاکره کردن را یاد بگیرید چون اینکار کلیدی برای بازکردن درهای عشقی دیرپاست
    -در ذهنتان افکار عاشقانه بپرورانید.هر چه بیشتر این کار را انجام دهید احساسات رمانتیک شما بیشتر رشد خواهد کرد و به بار می نشینند
    -لباسهایتان را به او قرض بدهید
    -بگذارید زمان بگذرد صمیمیت با گذشت زمان زیادتر می شود
    -به معجزات بخصوص نوع عاشقانه ان معتقد باشید
    -هر شخص بر اساس آنچه اهدا می کند ثروتمند شناخته می شود نه آنچه که دارد
    -به همسرتان بگوئید که جذابترین شخص برای شماست
    -به خودتان نیز یادآوری کنید که جذابترین شخص برای او هستید
    -ازدواج کنید..! ما این کار را کردیم و دیدیم که ارزشش را داشت و موجب پیشرفت روابط عاشقانه شد
    -همواره عاشق همسرتان بشید
    -اتاق خوابتان را به بهترین و جذابترین وجه بیارائید
    -روزهای سخت زندگی را هم در کنار همدیگر آسان کنید
    -همیشه به همسرتان بگویید که چقدر دوستش دارید
    -روزی را به قدردانی از همسرتان اختصاص دهید
    -قلبتان را طوری بسازید که درون آن بین شما و عشقتان نوعی توازن ایده آل وجود بیاورید
    -همسرتان را به آرامی و با اشتیاق ببوسید شاید این هنری باشد که برای انجام آن به تمرین نیازمند باشید

     

    + نوشته شده در  پنجشنبه 25 مهر1387ساعت   توسط غریب عاشق  | 

    نصیحت دلانه

       

     

    بنام خدا

     

    سلام

     میگن خدا افرادی رو که غرورشونو میشکونه خیلی دوست داره ، چون غرور و تکبر بارز ترین ویژگی شیطانه ، و خدا نمیخواد مخلوقش این خصلت رو از شیطان بگیره. اگه یه جایی ، یه زمانی ، غرورت شیکست ، غصه نخور ، شاید به ظاهر فکر کنی زمین خوردی ، اما در اصل خدا دستتو گرفته و از روو زمین بلندت کرده. هر عملی ، هر حرفی ، هر حرکتی یه پشت صحنه ای داره که بقیه ازش بی خبرن ، مثلا ممکنه هدف من از این صحبت ها فقط مطرح کردن خودم ویا جلب توجه باشه ، ولی اینو کسی نمیدونه ، اتفاقات و داستان هایی هم که توو زندگی ما از طرف خدا میوفته عین همین موضوعه. بعضی وقتا خدا خوشی های مارو ازمون میگیره تا خوب شیم ، آخه میدونید که؟ ما اومدیم اینجا که خوب باشیم ، نه خوش !.

     

     یه روزی پیامبر در راه مسجد میرفته ، بچه ها به پیامبر اصرار میکنن که باهاشون بازی کنه ، پیامبر شروع میکنه به بازی با بچه ها ، یه مدتی که میگذره یکی از اصحاب میاد تا ببینه چرا پیامبر دیر کرده ، حضرت به شخص میگه ، چند تا گردو واسه من تهیه کن تا بدم به بچه ها و سرشون گرم شه و ما هم به مسجدمون برسیم. خلاصه حضرت چند تا گردو میندازه زمین و بچه ها میرن دنبال گردو بازی ! . در راه مسجد پیامبر به شوخی و به زبون خودمون به همراهش میگه : دیدی چطوری پیامبر خدا رو با چند تا گردو عوض کردن؟!!

     

    توو این دنیا هم ، خدا خودش به ما خوشی میده تا ببینه ما به چه قیمتی خوشی ها رو با خوبی ها عوض میکنیم ، اگه میخوای خوب باشی باید خوشی هاتو رها کنی ، مثل آدمی که سرما خورده ، خربزه خیلی براش خوشه ، اما اصلا براش خوب نیست! ، آمپول براش اصلا خوش نیست ولی براش خوبه!... چقدر زیبا توصیف میکنه این انسان ها رو : همین کسانند که ضلالت را به بهای هدایت ، و عذاب را در ازای آمرزش خریدند. پس چه صبورند بر آتش! " بقره ، آیه ی 175 "

     

     خیلیا توو این دنیا میرن دنبال گردو بازی ، اما خدا انقدر دوسشون داره ، که طاقت نمیاره و گردو هاشونو ازشون میگیره تا دوباره برگردند سمت خودش. توو سوره ی حدید ، خدا ، هم خیلی قشنگ به بنده هاش دلداری میده ، یعنی اونایی که گردو هاشونو ازشون گرفته ، و هم یه تلنگری به کسایی میزنه که هنوز گردو دستشونه ،

    خیلی آدمو آروم میکنه این دو تا آیه :

    آیه ی 22 : هیچ مصیبتی نه در زمین و نه در جانتان روی ندهد مگر پیش از آنکه آنرا پدید آوردیم در کتابی ثبت است. همانا این کار بر خدا آسان است...

     آیه ی 23 : تا بر آنچه از دست شما رفته است اندوه نخورید و بدانچه به شما داده سرمست نباشید ، و خدا هیچ خود خواه فخر فروشی را دوست نمی دارد. خلاصه اینکه ، این حرف هارو زدم تا آخرش اینو بگم : یه نگاه به خودت بنداز ، ببین چند وقته داری گردو بازی میکنی !

     

    ، اگه خودت قدرت و دله دور انداختنشونو نداری پس دعا کن خدا ازت بگیرتشون... 

     

     

     

    نوشته های زیر گفته های شخصیست به نام " جکسون براون" که اندرزهاییست برای زندگی 

    روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش

    حداقل سالی یک بار طلوع آفتاب را تماشا کن

    برای فردایت برنامه ریزی کن

    از عبارت متشکرم زیاد استفاده کن

    نواختن یک آلت موسیقی را یاد بگیر

    زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان

    اگر مجبور شدی با کسی درگیر شوی اولین ضربه را بزن و محکم بزن

    برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر

    اجناسی که بچه ها می فروشند را بخر

    همیشه در حال آموختن باش

    آنچه میدانی به دیگران بیاموز

    روز تولدت یک درخت بکار

    دوستان جدید پیدا کن اما قدیمیها را از یاد مبر

    از مکانهای مختلف عکس بگیر

    راز دار باش

    فرصت لذت بردن از خوشی ها را به بعد موکول نکن

    به دیگران متکی نباش

    هیچ وقت در مورد رژیم غذاییت با کسی صحبت نکن

    اشتباه هایت را بپذیر

    بدان که تمام اخباری که می شنوی درست نیست

    بعد از تنبیه بچه هایت آنها را در آغوش بگیر و نوازش کن

    گاهی برای خودت سوت بزن

    شجاع باش، حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی، هیچ کس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد

    هیچ وقت سالگرد ازدواجت را فراموش نکن

    به کسی کنایه نزن

    از بین کتابهایت آنهایی را امانت بده که بازگشتشان برایت مهم نباشد

    به بچه هایت بگو که آنها فوق العاده اند

    برای فرزندانت آواز بخوان

    برای فرزندانت کتاب بخوان

    افتخاراتت را با دیگران قسمت کن

    صدای خنده پدر و مادرت را ضبط کن

    نگذار شرافتت لکه دار شود

    سعی کن کاری نکنی که دیگران احساس مهم بودن بکنند

    هیچ وقت شادی دیگران را از بین نبر

    به رستورانهای گران نرو

    یک اشتباه را دوبار تکرار نکن

    سعی کن برای دیگران الگو باشی

    انگیزه ات در ازدواج عشق باشد

    همیشه شکر گذار باش

    کوچکترین پیشرفتها را هم موفقیت بدان

    وظیفه شناس باش

    به جزئیات توجه کن

    هیزمهای شومینه را خودت خرد کن

    از افراد بدبین دوری کن

    بدان تمام چیزهایی که میشنوی درست نیست

    به پیشخدمتها بیش از حد معمول انعام بده

    هیچ وقت ماشین نخودی رنگ نخر

    یادت باشد حتما به مادرت تلفن بزنی

    در همان نگاه اول به نیروی عشق ایمان بیاور

    هرگز آرزوها و رویاهای دیگران را کوچک نشمار

    اگر کسی به تو آبنبات نعنایی تعارف کرد رد نکن

    از صمیم قلب عشق بورز

    ممکن است کمی لطمه ببینی اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است

    همیشه عکسهای جدید از خودت بگیر

    وقتی می دانی کسی واقعا زحمت کشیده که شیک شود به او بگو معرکه شده ای

    علامت خاصی بین خودت و همسرت در نظر بگیر تا در میهمانی ها با او رد و بدل کنی تا بداند حتی در مکانهای شلوغ هم به او توجه داری

    یادت باشد که محبت همه کس را تحت تاثیر قرار میدهد

    هرگز پشت تلفن شماره کارت اعتباری ات را نگو

    یادت باشد تمام مردم از چیزی وحشت دارند، به چیزی عشق میورزند، و چیزی را از دست داده اند

    آرام صحبت کن اما در فکر کردن سریع باش

    هیچ وقت پایان فیلمها و کتابها را برای کسی نگو

    هیچ وقت لیوان به دست عکس نگیر

    با زنی که بی میل غذا میخورد ازدواج نکن

    به دنبال دردسر نباش

    سعی کن اولین کسی باشی که برای دفاع از خود برمیخیزد

    فرصت قدم زدن با همسرت را از دست نده

    شعر مورد علاقه ات را حفظ کن

    وقتی گوشی تلفن را بر میداری لبخند بزن بدان که طرف مقابل اینرا از صدایت حس میکند

    درباره موسیقی ای که مورد علاقه ات نیست اظهار نظر نکن

    گشاده رو باش

    وقتی قصد حمایت از کسی را نداری حداقل او را نترسان

    راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نگیر

    ثروت و موفقیت را یکسان تلقی نکن

    در بخشیدن خطای دیگران پیش قدم باش

    قبل از آنکه دست و صورتت را بشوئی از بودن حوله یا دستمال مطمئن شو

    وقتی جنسی را برای تعویض می بری با سر و وضع مرتب برو

    انجام کارهایت را به خاطر بسپار

     

     

         

     

    چگونه هوش هیجانی خود را تقویت کنیم

     

    آیا رفتن به یک میهمانی پر از افراد غریبه و جورواجور برای شما سخت وآزار دهنده است؟

     آیا صحبت کردن با کسانی که قرار است با خانواده شما وصلت کنند، برایتان دشوار است؟

     آیا اتفاق افتاده که شما را به کسانی معرفی کنند و بلافاصله بعد از آشنایی، اسامی آن ها را فراموش کنید و ندانید که آن ها را با چه نامی صدا کنید؟

     آیا می خواهید در یک مصاحبه شغلی اثر خوبی را از خود به جا بگذارید یا آن قدر عصبی هستید که به زحمت می توانید صحبت کنید؟

     اگر پاسخ شما به همه سوالات بالا مثبت است، یا کاملا هم مثبت نیست ولی میل دارید که در مرحله بالاتری قراربگیرید، ظرفیت هوش هیجانی خود را ارتقا دهید.ء

     

     

    هوش هیجانی چیست

     

    هوش هیجانی یعنی قدرت کنار آمدن و ارتباط برقرار کردن با دیگران. به عبارتی دیگر، هوش هیجانی مجموعه ای از قابلیت ها و مهارت هایی است که فرد را برای سازگاری موثر با محیط و کسب موفقیت در زندگی تجهیز می کند. سال هاست که روان شناسان سعی دارند به این سوالات پاسخ دهند که چرا برخی از افراد نسبت به بعضی دیگر موفق ترند و یا چرا زرنگ ترین دانش آموزان در نهایت موفق ترین افراد نمی شوند؟ طی گذشت زمان به سرعت مشخص شد که کلید تعیین کننده و پیش بینی موفقیت و کامیابی، هوش شناختی نیست چرا که مشخص شده بسیاری از افراد با هوش شناختی بالا در زندگی خود، سر در گمند و حال آن که بسیاری با هوش شناختی پایین، به موفقیت و کامیابی دست یافته اند. تئوری هوش هیجانی، دیدگاه جدیدی را درباره پیش بینی عوامل موثر بر موفقیت و همچنین پیشگیری اولیه از اختلالات روانی فراهم می کند. اصطلاح هوش هیجانی در سال هزارونه صدونود توسط(میروسالوی) برای تشریح برخی از ویژگی ها مثل، خودآگاهی، ابزار همدلی افراد با یکدیگر و کنترل هیجانات مطرح شده و پنج سال بعد گلمن ابزار کرد که موفقیت در زندگی بیش از آن که به هوش شناختی بستگی داشته باشد به هوش هیجانی وابسته است. پایه و اساس هوش هیجانی خودآگاهی است، یعنی توانایی شناخت احساسات خود. روش های زیر به شما کمک می کند تا هوش هیجانی خود را تقویت کنید.ء

     

    الف : به زبان آوردن احساسات به جای نادیده گرفتن آن. کسانی که نسبت به عواطف و احساسات خود از اطمینان بیشتری برخوردارند، کشتی زندگی را با مهارت بهتری هدایت می کنند و شناخت واقعی تر و عمیق تری نسبت به شغلی که می خواهند انتخاب کنند یا کسی که در نظر دارند با او ازدواج کنند، دارند. روزی یک جنگ جوی سامورایی از استاد خود می خواهد که مفهوم بهشت و جهنم را برایش توضیح دهد، استاد با حالتی اهانت آمیز پاسخ می دهد تو آدم ناراحتی هستی، نمی توانم وقتم را با افرادی مثل تو تلف کنم. سامورایی که غرورش جریحه دار شده است، برافروخته و خشمگین شده شمشیرش را از نیام بیرون می کشد و می غرد: می توانم تو را به خاطر این گستاخی بکشم. استاد جواب داد: این جهنم است. سامورایی با مشاهده این حقیقت که چگونه برای یک لحظه اسیر خشم شده بود در خود فرو رفت، آرام گرفت و شمشیرش را غلاف کرد و در برابر استاد خود تعظیم کرد و از او به خاطراین بصیرت تشکر نمود. استاد بلفاصله گفت: و این همان بهشت است. سقراط هنگامی که می گوید خودت را بشناس به این نکته کلیدی در هوشیاری عاطفی اشاره دارد که باید به احساس خود در همان زمانی که در حال وقوع است، آگاهی داشته باشیم.ء

     

     

    ب : بر احساسات خود کنترل داشته و آن را اداره کنید. زیرا کسانی که از اداره و کنترل احساسات خود عاجزند، دایم در اضطراب و افسردگی دست و پا می زنند، در حالی که آن هایی که از این لحاظ قوی هستند خیلی سریع خود را از چنگال غم و اندوه بیرون می کشند.ء

     

     

    پ : به مردم لبخند بزنید. یک رمز بسیار ساده در هوش اجتماعی وجود دارد و آن لبخند زدن است. لبخند انسان، منعکس کننده گرما، اعتماد، رفتار مثبت و خوشحالی است و ضمنا باعث می شود که دیگران هم جذب شما شوند. یک ضرب المثل چینی می گوید: کسی که چهره خندان ندارد، نباید کسب و کار راه بیندازد از طرفی دیگر لبخند، باعث تولید آندروفین می شود که خود یک ماده انرژی زا و ضد درد است.ء

     

     

    ت : قانون زبان غیر کلامی را بشناسید. تحقیقات نشان داده که پنجاه وپنج درصد از ارتباطات با دیگران از طریق بدن مان صورت می گیرد. بدن شما بدون ادای حتی یک کلمه با مردم و محیط پیرامون ارتباط برقرار می کند. بدن شما ابراز فوق العاده ای است که دایما در حال اجرای موسیقی ارتباط است. اگر نواختن این ساز را یاد بگیرید، پاداش اجتماعی بزرگی را دریافت می کنید. بدن در هر حالتی که باشد شاد یا غمگین، خوش هیکل یا بد هیکل، در حالت تدافعی یا منفعل یا در موضع قدرت، به هر حال حرف غیرکلامی را بشناسید می توانید افکار و اعمال دیگران را نسبتا دقیق پیش بینی کنید و هوش اجتماعی تان را ارتقا بخشید. در تحقیقات مشخص شده که حرکات بدنی می توانند اطلاعات زیادی را منتقل کنند، مردمی که به قصه گوش می کنند، اگر همراه با گوش کردن به قصه، حرکات بدنی قصه گو را هم ببینند، دقت دریافته هایشان ده برابر کسانی است که فقط صدای قصه گو را گوش می دهند.ء

     

     

    ث : هنر گوش کردن را یاد بگیرید. افرادی که هوش اجتماعی دارند، زیاد حرف نمی زنند، بلکه زیاد گوش می کنند. باید همواره به یاد داشته باشیم که ما یک دهان داریم و دو گوش. در واقع گوش کردن به حرف های طرف مقابل یکی از بهترین و موثرترین راه هایی است که نشان می دهد او برای ما جالب است. وقتی چنین رفتاری را بروز دهیم، آن شخص هم نسبت به ما واکنش نشان می دهد.ء

     

     

    ج : به خاطر داشته باشید که مغز شما همواره اولین ارتباط را مورد توجه ویژه قرار می دهد. در واقع مغز به طور طبیعی افرادی که هوش اجتماعی خوبی دارند، همیشه در اولین برخورد و آشنایی در میهمانی ها و محافل، تاثیری گرم و مثبت روی دیگران می گذارند.

     

     

     

    در این جا به مواردی که در ملاقات اول تاثیر مثبتی بر روی افراد می گذارند، اشاره می کنیم.

    از حرکات بدنی مثبت استفاده کنید.

      با اعتماد به نفس و پرانرژی بایستید.

     با مردم مطمئن و محکم دست بدهید و وقتی به دیگران معرفی می شوید، در چشم آن ها نگاه کنید.

     وقتی با کسی صحبت می کنید با او ارتباط چشمی منظم بر قرار کنید و نشان دهید که برای شخص مقابل احترام را هم برای خودتان ایجاد خواهید کرد.

      رفتارتان مثبت و با اعتماد به باشد، حتی اگر در درون تان چنین احساسی ندارید،

     وقتی در محیطی که هستید مطمئن و آرام بودید، دیگران هم این آرامش را حس خواهند کرد و در نتیجه اعتماد به نفس شما بیشتر خواهد شد.

     به لباس پوشیدن تان اهمیت بدهید.

      هنگام شرکت در مصاحبه های شغلی همیشه منظم و تمیز باشید.

     می توانید در مورد ظاهرتان نظر اطرافیان را هم سوال کنید

     . برنامه ریزی کنید و آگاه باشید.

      قسمت هنری و ورزشی روزنامه ها را بخوانید.

     معمولا اطلاعات زیادی راجع به رویدادهای هنری یا و ورزشی به شما می دهد.

     اگر خبر دارید که شخص خاصی در میهمانی ای که شما دعوت شده اید حضور دارد، سعی کنید از دوستان مشترک راجع به مسایل مورد علاقه او اطلاع پیدا کنید تا بتوانید با او گفت و گوی جالبی داشته باشید.

      چند داستان کوتاه آماده داشته باشید. بیان یک داستان کوتاه، راه بسیار خوبی برای شروع گفت وگو است.

    طنزهم نشان دهنده هوش اجتماعی است که می توان از آن در داستان ها بهره جست.

     از مکالمات مناسب بهره گیرید. یعنی اول در مکالمات برای فرد مقبل احترام قایل شوید.

     هرگز آمرانه با آن ها صحبت نکنید.

     همیشه با دیگران به گونه ای صحبت کنید که انتظار دارید با شما صحبت شود.

     پس سعی کنید مکالمه ای هدف مند داشته باشید. یعنی بدانید هدف از مکالمه چیست آیا صرفا یک دوستانه و تبادل اخبار کوتاه روز است یا صحبت درباره برنامه کاری با همکاران.

     لحن صحبت کردن شما باید سازگار با آن موقعیت خارجی باشد. مثلا لحن صحبت کردن شما با صاحب مغازه میئه فروشی، معمولا دوستانه است. با رییس تان یا باید مرتبط با مکالمه حرفه ای جدی در مورد گزارش کار باشد و یا در مورد پیشرفت امور شرکت.

     در وقت خداحافظی چیز مثبتی بگویید.

    در وقت خداحافظی سعی کنید پیام دلپذیری را از خود باقی بگذارید. با هیچ کس به تلخی خداحافظی نکنید. شما نمی دانید که آیا دوباره این شخص را خواهید دید یا نه.

      گفت وگو با مردم را تمرین کنید. در هر فرصتی با مردم گفت و گو کنید.

     روزانه حتی چند کلمه صحبت با مغازه دار به ایجاد اعتماد به نفس در شما کمک می کند.

     اگر می خواهید از نظر اجتماعی موفق باشید باید معاشرت و ارتباط خود با دیگران را بیشتر کنید.

    تحقیقات نشان می دهد کسانی که وسعت ارتباطات اجتماعی شان بیشتر است، از سیستم ایمنی بهتری برخوردارند و کمتر دچار سرماخوردگی می شوند.

      یکی از موثرترین راه های تقویت اعتماد به نفس و محبوبیت اجتماعی این است که بتوانیم اسم کسانی را که با آن ها ملاقات می کنیم به خاطر بسپاریم.

     در واقع اعتماد به نفس کلید هوش اجتماعی و موفقیت است.

     طوری رفتار کنید که مردم احساس آرامش کنند.

    چیزهایی که احساس ناخوشایندی را در دیگران به وجود می آورند، شناسایی کنید. مثلا گرما، سرما و.... این کار نشان می دهد که شما شخص باملاحظه ای هستید.

     ایجاد چنین روابطی با دیگران باعث می شود که آن ها راجع به شما مثبت فکر کنند. وشما را شخص مبادی آداب بدانند.

     از نقاشی فکر بهره گیرید.

     هر نوع برنامه ای را که در نظر دارید،(جشن، مراسم ازدواج، تولد، میهمانی و....) را به صورت نقاشی فکر پیاده کنید

    در این طرح تمام موضوعات بزرگ یا کوچکی را که برای موفقیت در آن مراسم مهم می دانید در نظر بگیرید. چنین طرحی یک تصویر کامل از کل مراسم به شما می دهد و باعث می شود برنامه هایتان از خلاقیت بیشتری برخوردار شود و میهمانی موفق تر برگزار شود و بالاخره این که از نردبان هوش اجتماعی به سرعن صعود کنید.

      افکار مثبت را تقویت کنید. اافکار منفی، رفتاری منفی تولید می کنند و افکار مثبت، رفتار مثبتی را به وجود می آورد و هر چه بیشتر این رفتار تکرار شود، در ما انعکاس قوی تری را ایجاد می کنند.

     گفته شکسپیر هم این ایده را تایید می کند. هیچ چیز بد یا خوب نیست طرز فکر ما بد و خوب را به وجود می آورد.

      جهت کنار آمدن با دیگران راهکارهای زیر را مورد استفاده قرار دهید.

      قبل از شروع، اول بدانید که دقیقا چه می خواهید و بالاترین قیمتی که حاضرید برای آن بپردازید چقدر است.

     مثلا: شما میل دارید پسرتان تکلیف مدرسه اش تا آخر هفته تمام کند(هدفی که به دنبالش هستید) و در عوض به او قول می دهید که در آخر هفته او را به سینما ببرید(مبلغی که می پردازید.) با دید دوستانه و مثبت وارد معامله شوید. اگر به هر دلیل با تشویش و حالت تدافعی وارد معامله شوید احتمال موفقیت تان زیاد نخواهد بود.

      حتی المقدور همه اطلاعات موجود را در اختیار داشته باشید.

    مثلا اگر از رییس در خواست افزایش حقوق دارید، دلایل مختلفی برای افزایش حقوق در دست داشته باشید.

     هم زمان با داشتن اهداف طرف مقابل هم مطلع شوید.

    دانستن هدف طرف مقابل باعث خواهد شد که شما متوجه نقطه نظرهای مشترکی شوید و بسیاری از موانعی را که فکر می کردید وجود دارند، اصلا وجود نخواهند داشت.

      یکی از چیزهایی که در هر معامله به ضرر شما تمام خواهد شد این است که خود را شتابزده نشان دهید.

    اگر خود را آرام و مطمئن نشان دهید، طرف مقابل بیشتر سعی می کند با شما معامله کند و شما در موضع بهتری قرار خواهید گرفت.

      سایر راهکارهای تقویت کننده هوش هیجانی:

      اشتباهات خود را بپذیرید:

    قبول نکردن اشتباهات، نشان دهنده خودخواهی، کمبود اعتماد به نفس و به نوعی نداشتن صداقت با خود و دیگران است.

     این نشان می دهد شما نسبت به خود و دیگران صداقت دارید،

     انعطاف پذیرید،

     میل به یادگیری دارید و سلطه طلب نیستید.

     هم چنین شخص قابل اعتماد، دوست و راهنمای خوبی هستید.

    حتی الا مکان از مجادله بپرهیزید و منظور طرف مقابل را هم در نظر گیرید.

    این عمل نشان می دهد که شما برای طرف مقبل ارزش قایل هستید.

    احساسات مرتبط با قدرشناسی تان را ابراز کنید.

     مثل استفاده از کلماتی همچون متشکرم یا هدیه دادن و .... 

     موفق باشيد

     

     

    نکات شاه کلیدی

     

     

     1-اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی

     2- لذتی که در فراغ هست در وصال نیست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصا ل بیم فراغ

     3- آغاز کسی باش که پایان تو باشد

    4- کمی سبکسری لازم است تا از زندگی لذت ببری و کمی شعـــور، تا مشکلی برایت پیش نیاید

     5- دوست واقعی كسی است كه اكر ساعتها در كنار او ساكت بشینی و صحبتی بینتون ردوبدل نشه بعد از خداحافظی احساس كنی كه ساعتها باهاش دردودل كردی

     6- کاش میشد سرنوشت را از سرِِ نوشت

     7- برای تمام دردها دو علاج وجود دارد گذر زمان وسكوت

     8- اگر شیر درنده ای در برابرت باشد بهتر است از اینكه سگ خائنی پشت سرت باشد

     9- همیشه از سکوت چگونه فریاد زدن رو بیاموز

     10- مورد اعتماد بودن بهتر از دوست داشتنی بودن است

     11- محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم بر نمیدارد

     12- هر چیزی که تو را نکشد مطمئناً قوی ترت میکند

     13- این جهان پر از صدای پای مردمی است كه همان طور كه تو را می بوسند طناب دار تو را می بافند

     14- آنکه می گرید یک درد دارد و آنکه می خندد هزار و یک درد

     15- گذشت زندگی یک چیز را بارها ثابت می کند و آن این است که گاهی احمق ها درست می گویند

     16- هر انسان بیشتر از آنکه از دشمنان خود ضربه ببیند از دوستان نادان خود میبیند

     17- چرا همیشه بدنبال این هستیم که بدانیم چرا گل خار دارد؟ بیایید گاهی بدنبال آن باشیم که بدانیم چرا خار گل دارد؟

     18- خدایا! چگونه زیستن را به من بیاموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت

    19- جامعه مثل آب نمک است شنا کردن در آن بد نیست اما بلعش وحشتناک است

     20- دو تراژدی دردناک در زندگی وجود دارد : یکی اینکه در عشقت ناکام شوی و دیگر اینکه به وصال عشقت برسی

     21- بادها می وزند، عده ای در مقابل آن دیوار می سازند و تعدادی آسیاب به پا می كنند

     22- پریدن كار دل است و قدم زندن كار عقل، اگر لذت جهان خواهی با دل همسفر شو و اگر مقصد خواهی آهسته رو

     23- زندگی همانند هنر نقاشی كردن است با مداد مشكی ولی بدون پاك كن

     24- زندگی درس حساب است، خوبیها را جمع، بدیها را كم ، خوشی‌ها را ضرب و شادیها را تقسیم كنیم

     25- زندگی نكن برای مردن، بمیر برای زندگی كردن

     26- زندگی تفریح است میان تولد و مرگ

     27- خشم با دیوانگی آغاز میشود و با پشیمانی پایان میپذیرد

     28- آزادی تنها ارزش جاودانه تاریخ است

    29- با خودت صادق باش و نگران آنچه دیگران درباره ات فكر می كنند نباش . تعریفی را كه آنها از تو دارند نپذیر ، خود ، خودت را تعریف كن

     30- دنیا از آن کسی است که برای تصاحب آن با خوش خلقی و ثبات قدم گام برمیدارد

     31- زندگی سفر است پس بیایید همسفران خوبی برای دیگران باشیم

     32- بزرگترین آزادی بشر ، توانایی تصمیم گیری و انتخاب نگرش های خویشتن است

    33- خانمها با گوشهایشان عاشق می شوند و آقایان با چشم هایشان ...

     34- زندگی درس حساب است، خوبیها را جمع، بدیها را كم ، خوشی‌ها را ضرب و شادیها را تقسیم كنیم

     35- دنیا آنقدر بزرگ است که برای همه جایی برای زیستن دارد . پس سعی کنیم بجای اینکه جای دیگران را بگیریم و یا خود را جای دیگران جا بزنیم جایگاه واقعی خود را بدست بیاوریم

     36- جستجوی حقیقت شیرین تر از پیدا كردن آن است

     37- در زندگی خانوادگی،شوم ترین كلمات این دو هستند:مال من،مال تو

     38- برای جبران اشتباهات، به دوستانت همانقدر زمان بده که برای خودت فرصت قائل میشوی

    39- امکان تغییر در زندگی هست.دیگران این کار را کرده اند

     40- از درخت سکوت میوه آرامش آویزان است

    41- آن چه را در روشنایی دیده ای در تاریکی به فراموشی نسپار

    42- خدایا كمكم كن همه رو از ته دل دوست بدارم نه ظاهری و نه گفتاری !

     43- هیچ انسانی دوست یا دشمن تو نیست بلکه انسانها معلم تو هستند

     44- هیچ مشکلی نیست که محبت کافی نتواند بر آن غلبه کند

     45- شما میتوانید بهترین بذر جهان را در اختیار داشته باشید،ولی اگر محل مناسبی برای رشد آنها نداشته باشید،فایده ای نخواهد داشت

    46- عشق همانند پروانه ایست كه اگر سفت بگیری له می شود و اگر سست بگیری می گریزد

    47- مردها همواره میخواهند اولین عشق یك زن باشند و زن ها دوست دارند آخرین عشق یك مرد باشند

     48- یك همسر فقط همراه آدم نیست، او كل تقدیر ماست

     49- انسان، عاشق زیبایی نمی شود. بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست

     50- هیچ مردی،زن را نمی فهمد، هیچ زنی، مرد را نمی فهمد، زیبایی با هم بودنشان همین است

    + نوشته شده در  شنبه 13 مهر1387ساعت   توسط غریب عاشق  | 

    وداع

    زندگی صحنه ی یکتای  هنرمندی ماست

    هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

    صحنه پیوسته به جاست

    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

       

     

     

     

     اونایی که مردن از ما دورن ولی ما خیلی بهشون نزدیکیم ،

    تو واسه مرده ها چه پیغامی میتونی داشته باشی؟ جز اینکه اموالتون ، به وارث رسید ، خونه هاتون به دست بقیه افتاد و ویرانه شد ، زناتون با بقیه ازدواج کردن ، ولی میدونی اگه اونا میتونستن حرف بزنن چه پیغامی میدادن به ما؟ میگفتن به خدا قسم تنها چیزی که برامون موند تقواست...

    خیلی وحشتناکه تجسم اون دنیا ، امام سجاد گریه می کرد از اینکه اگه قیامت عریان محشور بشه چی کار باید بکنه؟ مخم سووت میکشه ! وقتی امام اینجوری میگه و دعا میکنه دیگه حساب من و تو چیه؟ میگن قیامت وقتی از ما میپرسن چقدر توو دنیا توقف کرده بودین ما میگیم ساعتی بیشتر توو دنیا نبودیم ! نمیشه ، به خدا نمیشه درک کرد عظمت و بزرگیه قیامت رو ، چه جوری میتونیم ساعتی رو فدای ابدیت کنیم؟ میدونی از چی می ترسم؟

     از خوندن این آیه وحشت میکنم :

    آل عمران ، آیه ی 178 : " و کافران هرگز مپندارند این مهلتی که به ایشان میدهیم به نفع آنهاست ، فقط مهلتشان میدهیم تا بار گناه خود را افزون کنند و برای ایشان عذابی خفت بار است."

     معارج آیه ی 40 تا 42 : " پس به پروردگار مشرق ها و مغرب ها سوگند که قطعا ما تواناییم ، بر اینکه به جای آنها بهتر از ایشان را بیاوریم و ما عقب نمی افتیم ، پس بگذارشان در باطل فرو روند و بازی کنند تا آن روزشان را که وعده داده می شوند دیدار کنند. "

    یعنی اگه من و تو جزء این افراد باشیم؟... میگه هیچکس از اضطراب و وحشت قیامت در امان نیست مگر کسانی که به اذن خدا دل هاشون آروم گرفته. انقدر دلای ما سخت شده که وقتی این حرقا رو از کسی میشنویم زیر لب بهش میخندیم ، میگیم طرف قاطی داره ، این حرفا چیه؟ اینا حرفای آخونداس ! ، یا خونه آخرش اینه که یه سر تکون بدیم و بگیم ای روزگار ! ، ولی هیچ کدوممون به خودمون نمیایم ، افسوووس.

     کهف ، آیه ی 57 : " و کیست ظالم تر از کسی که آیات پروردگارش به وی تذکر داده شود و او اعراض کند و آنچه را پیش فرستاده از یاد ببرد؟ ما بر دل های آنان پوشش هایی از قساوت قرار دادیم که آن قرآن را نفهمند و در گوش هایشان سنگینی نهادیم ، و اگر به سوی هدایت دعوتشان کنی در آن صورت نیز هرگز به راه نخواهند آمد. "

     میدونم که این حرفا هیچ تاثیری نداره ! فقط مینویسم به امید این که حتی یه نفر با خوندنشون اشک از چشماش جاری شه...

     

    پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

    لِیَتَزَوَّدِ الْعَبْدُ مِنْ دُنْیاهُ لآِخِرَتِهِ ، وَ مِنْ حَیاتِهِ لِمَوْتِهِ وَ مِنْ شَبابِهِ لِهَرَمِهِ ، فَاِنَّ الدُّنْیا خُلِقَتْ لَكُمْ وَ اَ نْتُمْ خُلِقْتُمْ لِلآْخِرَةِ ؛(1)

    انسان باید براى آخرتش از دنیا ، براى مرگش از زندگى و براى پیرى‏اش از جوانى ، توشه برگیرد ، چرا كه دنیا براى شما آفریده شده و شما براى آخرت آفریده شده‏اید .

                                                                                         (تنبیه الخواطر ، ج 1، ص 131)

     

    ای خدا خودت دستمو بگیر...

    یا حق

     

     

     

    خداحافظ همین حالا ،همین حالا كه من تنهام

    خداحافظ به شرطی كه بفهمی ، تر شده چشمام

    خداحافظ كمی غمگیـــن بــه یاد اون همه تردید

     بـــــه یاد آسمونی كـــــه منـــو از چشم تو می دید

     خداحافظ ... خداحافظ ... همین حالا !

     

     

     

    + نوشته شده در  چهارشنبه 28 آذر1386ساعت   توسط غریب عاشق  |